کوییز دوم روانشناسی ویژه دانشجویان پزشکی

شروع موضوع توسط leilimosalanejad ‏5 نوامبر 2017 در انجمن روانشناسی

  1. leilimosalanejad

    leilimosalanejad دکتر مصلی نژاد عضو کادر مدیریت

    برای هر یک از مکانیسم های دفاعی از تجربه خود مثالی ذکر کنید
    انگیزشها را سه حیطه طبقه بندی و لیست نمایید
     
  2. 9618104633

    9618104633 New Member

    1.سرکوبی:وقتی نتایج کنکورسال اولم اومد که با اختلاف خیلی کم قبول شدنم توی دانشگاه دولتی امکان نداشت شوک بزرگی بهم وارد شدونمیتونستم باور کنم وهمش به مامانم میگفتم دروغ نگو امکان نداره راستشو بگو:(
    2.بازگشت:از بچگی هروقت یه چیزی میخواستم اول خوب روش پافشاری میکردم بعد که مخالفتو میدیدم میگفتم باشه نمیخوام وقهرمیکردم وبابام انو برام میخرید واینگونه بود که به تمام خواستنی ها میرسیدیم!!!!!
    3.جابه جایی:من وقتی توی مدرسه نمره بدی کسب میکردم یا معلم میپرسیدو بلد بودم ولی یادم میرفت خیلی اعصابم خرد میشد و وقتی میومدم خونه سر خواهرو برادرام خالی میکردم!
    4.فرافکنی:راستشو بخواید همیشه سعی کردم اینطور ادمی نباشم وفکرمیکنم موفق هم بودم چون خیلی ازار دهنده هست ولی یه دخترعمو دارم همیشه به همه بدبین هست و حس حسادتشو با تخریب روحیه دیگران تسکین میده مثلا همیشه میگه فلانی خیلی مغروره وکسیوتحویل نمیگیره درحالی که خودش خیلی از خود راضیوخودبزرگ بین هست!!
    5.دلیل تراشی:من وقتی حوصله کمک دادن به مامانم رو ندارم الکی میگم من فردا کوییز دارم باید برم بخونم وگرنه میومدم کمکت:rolleyes:
    6.خیالبافی:من قبل ازکنکور همیشه خودموتوی روپوش سفید توی بیمارستان درحالی که خونالود شده وسرم شلوغه در حال کمک به مریضا در حالیکه پول از فقیرانمیگیرم و کمکشون میکنم میدیدم!
    7.خواب ورویا:یک روزی یه پیام مهمی رو به مشاورم فرستادم که منتظر پیامش بودم چون خیلی برام مهم بود دوسه روزی بهم جوابشو نداد تا اینکه یه شب خوابشو دیدم که همون چیزی که میخواستم وبرام انجام داده وهمه چیز درست شده خوشحال صبح از خواب پاشدم دیدم پیامی نیومده برام که بعداز ظهرهمون روز تازه پیام داد برام!
    8.جبران:در دوران دبیرستان استعدادچندانی در فیزیک نداشتم اما در عوض در ریاضی خیلی قوی بودم و این باعث شد نقصی که داشتم رو به طور کامل توی کنکوربپوشونه!
    9.تحقیردیگران:وقتی بچه بودم داشتم بادوچرخه داداشم بازی میکردم که چون برام بزرگ بودم نتونستم کنترلش کنمو از یه ارتفاعی پرت شدویه جاهاییش شکست ولی وقتی بابام دوچرخه رو دید من گفتم خود داداشم تو راه مدرسه افتاده و بابام اونو تنبیهش کرد وتا دو هفته ای براش درستش نکرد چون من خیلی طبیعی رفتار کردم که کسی حرف داداشمو باور نکرد ومن جون سالم به در بردم.
    10.همانندسازی:توی زندگی همیشه دوست داشتم مثل خواهرم قوی و بی تفاوت نسبت به اتفاقات ناخوشایند باشم که بیشتر اوقات اونو الگوم میذارمو ازش تقلید میکنم.
    11.تصعید:برادرم سرجلسه کنکور استرس شدیدی گرفت وموفق نشد رتبه خوبی کسب کنه ولی پافشاری و میل زیادی به نشستن سال دوم داشت ولی به علت روحیه خسته ای که که داشت با مخالفت جدی پدرم مواجه شد وناچارا به رشته پرستاری رفت اما تا امروز درسش را ادامه داد وتوانست دکترا قبول شود وجز هییت علمی دانشگاه منتخب شود و درست بود که رشته مورد علاقه اش نبود ولی توانست ازان ناکامی درس عبرت بگیرد در رشته خودش موفق شود.
    12.فلسفه بافی:برادرم همکاری دربیمارستان دارد که متخصص سرطان هست.میگفت 80تا90درصد بیمارانش فوت میکنند واین پزشک تبدیل شده به رباتی که مریض جلوش پرپربشه هیچ واکنشی نشون نمیده وفلسفه اش برای این کار سرکوب احساسات برای جلوگیری از ضربه روحی بوده.
    13.واکنش وارونه:گاهی اوقات وقتی نسبت به یک شخص محبت بیش از حد میکنم واو قدردانی و تشکر بلد نیس بیش از ازحد ناراحت میشوم از ان به بعد حس خیلی بدی نسبت به ان شخص دارم و سعی میکنم کمتر بااو رودر رو شوم و بیش از حدان رفتار رابزرگ جلوه میدهم.وازان به بعد رفتاری عکس نسبت به او نشان میدهم.

    به طور کلی انگیزش هادونوع هستند:1.درونی2.بیرونی
    1.انگیزه درونی نشعت گرفته از درون انسان است وعاملی درونی فرد رابه انجام ان وادارمیکند.مثل انگیزه موفقیت و انگیزه تاثیراجتماعی و....
    2.انگیزه بیرونی ازبیرون فرد را به انجام کاری تلقین میکند مثل جوایز کلاسی یاافزایش حقوق یک کارمند.
     
    آخرین ویرایش: ‏10 نوامبر 2017
  3. 9618104636

    9618104636 New Member

    گلبول های سفید روانی، مکانیسم های دفاعی:
    1. واپس زنی - repression:
    من عموی خیلی خوب و مهربان و شوخ طبعی داشتم و همیشه سرحال بود. خودش میگفت من هیچوقت نمی میرم ههه! ولی یه روز با پیکان بار، کپسول جابجا میکرده تو جاده تصادف میکنه و رحمت خدا میره. خب اطرافیان تاحدودی واپس میزدن این مساله رو که مگه میشه؟ ما جوری زندگی میکنیم که انگار هیچوقت نمی میریم، و جوری می میریم که انگار هیچوقت زنده نبودیم.
    2. بازگشت - regression:
    یکی از دوستان من نامزدی کرده بود بعد هر روز زود بیدار میشد و انرژی خیلی خوبی داشت تا اینکه سر قضیه ای به مشکل برخوردن و جدا شدن. بعد ازون دوست ما دیگه تا کله ظهر میخوابید و حوصله چیزی رو نداشت.
    3. جابجایی - displacement:
    پسردایی کوچیکم به باباش گفت بستنی میخوام براش نخرید رفت ماشین باباشو پنچر کرد.
    4. فرافکنی - projection:
    یکی از دوستای من که بازاری بود خیلی دروغ میگفت به مشتری ها، بعد دیگه هرکسی که باش حرف میزد معمولا فکر میکرد طرف داره دروغ میگه و سرش کلاه میذاره.
    5. دلیل تراشی - retionalization:
    تعدادی از ترم بالایی ها میگن که زیاد لازم نیست درس بخونی چون اینا تئوریه تو پزشکی بدردت نمیخوره یادت میره، تو باید تو بیمارستان درس یاد بگیری ولی درواقع میتونه دلیل بر تنبلی باشه این کار.
    6. خیال بافی - Fantasy:
    من قبل از اینکه پزشکی قبول شم خودمو تو لباس سفید تصور میکردم و حتی رتبه ای که میخواسم قبول بشم رو روی کاغذ نوشتم و زمانی که قبول شدم تنها یک عدد با اون رتبه فاصله داشتم. :)
    7. خواب - dream:
    من بعضی وقتا خواب پرواز کردن رو میدیدم، که این میتونه دلیل بر خیال و آرزوهای بزرگ باشه که فعلا در دسترس نیستن.
    8. جبران - compensation:
    من چون رشته م ریاضی فیزیک بود ولی زیست تاحالا استادی نداشتم سعی کردم با بیشتر زدن این دو درس جبران زیست کنم.
    9. تحقیر دیگران - humiliate:
    زمان پشت کنکور بودن چون ما منطقه سه بودیم و زمان دبیرستان هم معلم درستی نداشتیم خودمونم قصد کنکور دادن نداشتیم و تستی نمیزدیم، کلن سال اول سه چهار ده درصد زدم درصدا رو. ولی خب تلاش کردم و تو اون زمان دوستانی بودن که به تمسخر و تحقیر مگیرفتن و میگفتن از هر ده هزار نفر با این شرایط یک نفر پزشکی قبول میشه بیخیال شو همون مهندسی برو تو نمیتونی، تو چندسال اخیر دو نفر که زیاد میخوندن رشته شونم تجربی بوده میاوردن تو که مثل اونا قوی نیستی. ولی خب تلاش جواب داد و از درصدهای منفی به درصدهای هفتاد و هشتاد رسیدم.
    10. همانندسازی - identification:
    من یه سریال میدیدم و شخصیت جالبی داشت. من خودم رو جای اون میدیدم و همسان پنداری میکردم باهاش، اون شخص دو خصوصیت داشت که من بعد اینکه سریال تموم شد اون دو خصوصیت نصیبم شد. یکیش خوب بود باعث پیشرفت سریعتر میشد(مثبت) یکیش بیماری ای بود که من اون موقع کسبش کردم.(منفی) (از دادن اطلاعات بیشتر معذوریم!)
    11. تصعید - sublimation:
    در بچگی (دوازده سالگی) خشم درونی ای احساس میشد، که من سعی کردم اون رو تو کلاس های کونگ فو تخلیه کنم.
    12. واکنش وارونه - reaction formation:
    یکی از دوستای دبیرستانم به من حسودی میکرد(من خبردار شدم ازکسی) این باعث شده بود وقتی منو می بینه خیلی ملایم و لطیف بشه که نه یه وقت چیزی بروز بده.
    13. فلسفه بافی - Intelectualization:
    مثلا من زیاد از تقلب خوشم نمیاد فلسفمم اینه که من که درس نخوندم نخوندم دیگه. هرکسی باید خودش درسشوبخونه که تقلب نخواد.
    14. باطل سازی - undoing:
    بعضی مواقع آدم کسی رو ناراحت میکنه، بعدا واسش یه هدیه میخره که کار بدشو جبران کنه.


    انگیزش می‌تواند به دو قسمت درونی و بیرونی(محیطی) تقسیم بندی شود:
    انگیزش های درونی: که از درون شخص غلغله میکند و از باورهای اون سرچشمه میگیرد و شخص نیاز به برآورده کردن آن دارد، پس بدست آوردن آن برایش اهمیت دارد.
    پذیرش: احساس کنیم که مورد قبول دیگران هستیم.
    کنجکاوی: همه ما تمایل به دانستن داریم.
    افتخار: همه ما نیاز به احترام به قوانین و مسائل اخلاقی داریم.
    استقلال: همه ما نیاز داریم که حس کنیم یکتا و خاص هستیم.
    نظم: همه ما نیاز به منظم و سازماندهی شدن داریم.
    قدرت: همه ما تمایل داریم که بر دیگران تاثیر بگذاریم و دیگران را در کنترل خود بگیریم.
    معاشرت اجتماعی: همه ی ما نیاز به تعاملی پویا با دیگران داریم و با دیگران "پیوندجویی" داشته باشیم همانطور که از ابتدای کودکی به مادر خود وابسته بودیم در بزرگسالی نیز نیاز به روابط اجتماعی احساس می‌شود همچون پیوند ازدواج...
    وضعیت اجتماعی: همه ی ما نیاز داریم که یک احساس مهم بودن بکنیم.
    انگیزه ترس: مجازات و پیامدهای منفی از جنبه های ترس هستند. معمولا از راه تنبیه در سیستم آموزش و پرورش کشور ما این روش جواب میدهد.
    انگیزه موفقیت: ما در حال مقابله با موقعیت های جدید هستیم. که این انگیزه باعث میشود ما "لیاقت و شایستگی" خود را(نسبت به هم سن و سال های خود) اثبات کنیم. البته گاهی اوقات این انگیزه برای "به رسمیت شناخته شدن" است.
    انگیزه رشد: یک انگیزه ی درونیست که یک نیاز به بهبود یافتن است. یک نیاز برای تغییر است.


    انگیزش های بیرونی: یعنی تمایل ما برای انجام دادن کاری(محرک ما) از یک منبع بیرونی سرچشمه میگیرد. البته نتیجه ی این جایزه ایست که توسط خود فرد انجام شده است.
    پول
    کارمند نمونه بودن
    جایزه ها(موبایل، دوچرخه، ...)
    کارهای سازمان یافته
     
    آخرین ویرایش: ‏9 نوامبر 2017
  4. 9618104610

    9618104610 New Member

    ۱.سرکوبی:از آشناهایمان زن و شوهر جوانی بودند که خیلی باهم خوب بودند و طی یک تصادف شوهر فوت کرد ،همسرش تا مدت ها باور نمی کرد و هنوز هم وسایل شوهرش را نگه داشته است
    ۲.بازگشت:وقتی برادرم به دنیا آمد خواهر۳ساله ام رفتارهای بچگانه تر از سنش رو از خودش نشان میداد
    ۳.جابجایی:در دوران ابتدایی یکی از دوستانم هر وقت امتحانش را خراب میکرد برگ امتحان را مچاله یا پاره میکرد
    ۴.فرافکنی:یکی از هم کلاسی هایم که به دلیل تلاش نکردن زیاد موفق به قبولی در رشته ی مورد علاقه اش نشد از مدرسه و مشاور و شرایط خانوادگی اش ایراد می گرفت
    ۵.دلیل تراشی:برادر کوچکم صبح ها که برای رفتن مدرسه اورا صدا میکنیم میگوید به مدرسه نمی روم و دلیلش را مریض بودن میآورد
    ۶.خیال بافی:درحال حاضر درخیالات خودم بیمارستانی ساخته ام که به مدیریت خودم اداره میشود و در آن به افراد نیازمند هم ظلمی نمیشود و برای آنها ویزیت رایگان وجوددارد
    ۷.خواب و رویا:در سوم راهنمایی که امتحان ورودی داشتم خواب دیدم در مدرسه تیزهوشان قبول شدم و بعد از آمدن نتایج هم قبول شده بودم
    ۸.جبران:کلا مهارت زیادی در ورزش ندارم ولی سعی کردم به جبران آن در هنر مهارت را بیشتر کنم
    ۹.تحقیر دیگران:معمولا درکلاس ها نسبت به فردی که بسیار درس میخواند و شاگرد اول است جوی بوجود می آید که بقیه میگن فلانی خیلی درس میخواند و خرخوانی میکنه و هوش نداره و نبودن در جایگاه اورا این مدلی توجیه میکنند
    ۱۰.همانندسازی:همیشه دوست داشتم مثل مادرم صبور و مقاوم و بی حاشیه باشم و دراین موارد از او تقلید میکنم
    ۱۱.تصعید:یکی از فامیل ابتدا در رشته ی تجربی تحصیل میکرد اما دراین رشته موفق نبود و تغییر رشته داد و به رشته انسانی رفت و در کنکور این رشته رتبه یک رقمی کسب کرد و درحال حاضر دکترای رشته ی خود را دارد
    ۱۲.واکنش وارونه:یکی از دوستانم وقتی از رفتار کسی ناراحت میشد سعی میکرد اصلا ناراحتیش رو نشون نده و در عوض میگفت که اصلا برام مهم نیست (در حالیکه هروقت ناراحت میشد صورتش قرمز میشد و بعدا هم از آن موضوع حرف میزد)
    ۱۳.فلسفه بافی:هروقت برادر کوچکترم از من درخواست میکرد که مشق های کلاس زبانش را بنویسم یا برایش کاردستی درست کنم و حوصله این کار را نداشتم این کار را انجام نمی دادم و می گفتم خودت باید تلاش کنی و یادبگیری
    ***
    انگیزش ها دارای دو حیطه ی درونی و بیرونی هستند
    که انگیزش درونی ناشی از اعتقادات و باورهای شخص است مثل تمایلی که فرد به کسب مقام و قدرت دارد
    و انگیزش بیرونی که ناشی از یک منبع بیرونی است مثل انگیزه ی کسب پول و جایزه
     
    آخرین ویرایش: ‏10 نوامبر 2017
  5. 9618104616j

    9618104616j New Member

    سرکوبی: وقتی خبر مرگ پدربزرگم که تو خونمون زندگی میکرد رو شنیدم از شدت شوکه شدن و ناراحتی تا بعد از مراسم خاکسپاری هم جوری وانمود میکردم که انگار با ما زندگی میکنه
    بازگشت: وقتی بچه بودم تقریبا ۲ ساله برادر کوچبکم دنیا اومد و میگن انگار من خیلی ناراحت میشدم از توجهی که به اون میشده در مقابل الکی گریه میکردم
    جابه جایی: یکی از بستگان وقتی که از دست کسی عصبانی میشد و زورش به طرف نمی رسید بقیه رو که بیگناه بودن به باد فحش میگرفت
    فرافکنی:شوهر یکی از دوستای مامانم به زنش خیانت کرد و از اون به بعد دوست مامانم با وجود جوون بودنش ازدواج نکرد چون فکر میکرد همه همینجورن و خیانت کارن
    دلیل تراشی: دوران کنکور یه روز صبح دیر پا شدم وقتی ازم پرسیدن چرا دیر پاشدی با وجود اینکه بخاطر خستگی بلند نشده بودم گفتم که ساعتم زنگ نخورده(بیشتر یه روز این کارو کردم)
    خیالبافی: وقتی ترازه کانونم کم میشد برای فرار از اون وضعیت بد ی گوشه می نشستم و فکر میکردم که پزشکی شیراز قبول شدم دارم لباس نو میخرم برا دانشگاه
    خواب و خیال: بعضی وقت ها خواب میبینم که خونمون هستم ولی وقتی بیدار میشم میبینم تو خوابگاهم و راهی برای خونه رفتن نیست تا چند هفته( این و واقعا نفهمیدم چی بنویسم)
    جبران: توی دوران دبستان و راهنمایی همیشه دلم میخواست یکی رو تیکه تیکه کنم ببینم داخل بدنش چجوریه ولی میدونستم امکان پذیر نیست برای همین فیلم خارجیه اره رو پیدا کردم و دیدم چون دقیقا تیکه تیکه شدن ادم ها رو نشون میداد(البته ن اونجوری که من میخواستم و به طرز وحشتناکی اینکار انجام میشد)
    تحقیر دیگران: دوران راهنمایی یکی از همکلاسی هام هر وقتکه نمره پایین میگرفت از سوالات و دبیر ایراد میگرفت و ضعف خودش رو انکار میکرد
    همانند سازی: دختر خاله کوچیکم توی سینک ظرفشویی میشینه و دقیقا همونجور که خالم طرفا رو میشوره اینکار رو انجام‌میده
    تصعید: جومونگ وقتی که از حکومت امپراتور گوموا ناامید شد و با انگیزه ای که از پدر واقعیش داشت به سمت هدف والا رفت و حکومت محکم و با ارزش خودش رو برپا کرد
    واکنش وارونه: بعد از کنکور من نوبت به درس خوندن برادرم رسید و وقتیکه من با کامپوتر بودم الکی میگفت که صدای تق تق دسته و کیبورد میاد و من و مجبور به خاموش کردن کامپیوتر میکرد
    فلسفه بافی: وقتی برادرم ازم میخواست که توی جلد گرفتن کتاباش بهش کمک کنم چون حال نداشتم الکی میگفتم خودت باید امتحان کنی تا یاد بگیری
     
  6. 9618104618

    9618104618 New Member

    1.سرکوبی:وقتی در مورد آدم هایی که دوستشون دارم فکر بد میکردم همون لحظه اون احساسم رو سرکوب میکنم و به خودم ناسزا میگم که نباید این فکر رو بکنم
    2.بازگشت:وقتی خیلی ناراحت هستم و خوابم نمی بره میرم مثل بچگی هام کنار مادرم می خوابم و باهاش درد دل میکنم چون این کار منو آروم می کنه
    3.جابه جایی:وقتی نمرم خوب نمی شد و همون لحظه بابام بهم زنگ میزنه و احوال پرسی میکنه.اگه احوال پرسی رو زیاد طول بده یکدفعه بهش میگم بسه دیگه چه قد احوال پرسی میکنی
    4.فرافکنی:یکی از آشناهامون متاهل بود ولی یکی دیگه رو دوس داشت و وقتی همسرش باهاش بحث میکرد همسرشو متهم میکرد که چون تو منو دوس نداری منم طرد شدم ازت
    5.دلیل تراشی:یاد فیلم رابین هود افتادم که می گفت من میرم از پولدارا می دزدم و به فقیرا میدم چون پولدارا با دزدی من چیزی ازشون کم نمیشه یا اینکه پسرعمم می رفت سریال شهرزاد رو کپی رایت میکرد و میگفت خب کارگردان شهرزاد این همه درآمد داره و با کپی رایت یک نفر مثل من چیزی ازش کم نمیشه ولی نمیدونه که اگه هرکسی اینو بگه که دیگه چیزی از فرهنگ و جامعه نمی مونه
    6.خیالبافی:من همیشه دوست داشتم باستان شناس بشم و میدونم بخاطر موقعیت اجتماعیم هیچ وقت بهش نمیرسم و هروقت که بیکار بشم میرم توی عالم خیال و فرض میکنم که باستان شناس شدم و دارم دنبال گنج کوروش می گردم
    7.خواب و رویا:همیشه خیال میکردم که میتونم رتبه تک رقمی بشم و وقتی شبا قبل خواب در موردش فکر می کردم بعدش خوابشو میدیدم و این نشون میده که من ارزوی رتبه تک رقمی رو داشتم و از ی طرف هم نشون میده که من شاید خودم می دونستم که هیچ وقت به این ارزو نمی رسم واسه همین خوابشو می دیدم
    8.جبران:چند وقت پیش یکی از دوستامو دیدم خیلی تعجب کردم.توی راهنمایی با هم بودیم و همه مسخرش میکردن از بس دراز و لاغر بود و بهش میگفتیم دیلاق ولی بعد از 7سال که دیدمش انقد خوشکل شده بود چون هم هیکلی تر شده بود هم دماغشو عمل کرده بود و چند تا هم GF داشت.خیلی تغییر کرده بود
    9.تحقیر دیگران:دختر بچه ی خواهر عروس عمم پرستاری قبول شد و باباش میگفت خب حالا مگه چی شده؟ الان که کار نیست خیلی از پزشکا هم بیکارن واسه چی این همه درس بخونه پزشک بشه اخرشم بیکار بمونه؟همین پرستاری بهتره زود تموم میشه کارشم خوبه.(واقغا تعجب کردم از حرفای بی منطقش)
    10.همانندسازی:بچه ی خواهرم اسمش الینا هست.میاد مثل من که از بابام پول می گیرم از باباش پول می گیره بعد می ذاره تو کیف مامانش و بعد کیف مامانش رو بر میداره و شال مامانش رو هم می پوشه و اصرار داره که تنهایی بره سوپری و خودش خرید کنه و برگرده
    11.تصعید یا والایش:اولش که اومده بودم دانشگاه خیلی زیاد درس می خوندم ولی کم کم دیدم که اگه بخوام اینطوری باشم ضرر می بینم چون حرف پشتمه.واسه همین سعی کردم همرنگ جماعت باشم و هی کلاسا رو تعطیل کنم و کمتر بخونم که اتفاقا اینجوری خیلی هم بیشتر خوش می گذره
    12.واکنش وارونه:ی دوست داشتم هوشش خیلی خوب نبود و نمی تونست مثل من هرچی رو که میخونه ی مدت زیادی به یاد داشته باشه.بعد وقتی درس داشتم به بهانه اینکه ازت سوال دارم بهم زنگ می زد و نه میذاشت من بخونم و نه خودش

    انگیزش های بیرونی و درونی داریم که انگیزه پیشرفت و پیوندجویی و استقلال طلبی از انواع درونی است
    مثال های دیگر:انگیزه کار.انگیزه موفقیت.انگیزه قدرت.
    دو نوع انگیزه اجتماعی داریم1.انگیزه همجنسی اجتماعی2.انگیزه تاثیر اجتماعی
     
  7. 9618104616j

    9618104616j New Member

    سرکوبی: وقتی خبر مرگ پدربزرگم که تو خونمون زندگی میکرد رو شنیدم از شدت شوکه شدن و ناراحتی تا بعد از مراسم خاکسپاری هم جوری وانمود میکردم که انگار با ما زندگی میکنه
    بازگشت: وقتی بچه بودم تقریبا ۲ ساله برادر کوچبکم دنیا اومد و میگن انگار من خیلی ناراحت میشدم از توجهی که به اون میشده در مقابل الکی گریه میکردم
    جابه جایی: یکی از بستگان وقتی که از دست کسی عصبانی میشد و زورش به طرف نمی رسید بقیه رو که بیگناه بودن به باد فحش میگرفت
    فرافکنی:شوهر یکی از دوستای مامانم به زنش خیانت کرد و از اون به بعد دوست مامانم با وجود جوون بودنش ازدواج نکرد چون فکر میکرد همه همینجورن و خیانت کارن
    دلیل تراشی: دوران کنکور یه روز صبح دیر پا شدم وقتی ازم پرسیدن چرا دیر پاشدی با وجود اینکه بخاطر خستگی بلند نشده بودم گفتم که ساعتم زنگ نخورده(بیشتر یه روز این کارو کردم)
    خیالبافی: وقتی ترازه کانونم کم میشد برای فرار از اون وضعیت بد ی گوشه می نشستم و فکر میکردم که پزشکی شیراز قبول شدم دارم لباس نو میخرم برا دانشگاه
    خواب و خیال: بعضی وقت ها خواب میبینم که خونمون هستم ولی وقتی بیدار میشم میبینم تو خوابگاهم و راهی برای خونه رفتن نیست تا چند هفته( این و واقعا نفهمیدم چی بنویسم)
    جبران: توی دوران دبستان و راهنمایی همیشه دلم میخواست یکی رو تیکه تیکه کنم ببینم داخل بدنش چجوریه ولی میدونستم امکان پذیر نیست برای همین فیلم خارجیه اره رو پیدا کردم و دیدم چون دقیقا تیکه تیکه شدن ادم ها رو نشون میداد(البته ن اونجوری که من میخواستم و به طرز وحشتناکی اینکار انجام میشد)
    تحقیر دیگران: دوران راهنمایی یکی از همکلاسی هام هر وقتکه نمره پایین میگرفت از سوالات و دبیر ایراد میگرفت و ضعف خودش رو انکار میکرد
    همانند سازی: دختر خاله کوچیکم توی سینک ظرفشویی میشینه و دقیقا همونجور که خالم طرفا رو میشوره اینکار رو انجام‌میده
    تصعید: جومونگ وقتی که از حکومت امپراتور گوموا ناامید شد و با انگیزه ای که از پدر واقعیش داشت به سمت هدف والا رفت و حکومت محکم و با ارزش خودش رو برپا کرد
    واکنش وارونه: بعد از کنکور من نوبت به درس خوندن برادرم رسید و وقتیکه من با کامپوتر بودم الکی میگفت که صدای تق تق دسته و کیبورد میاد و من و مجبور به خاموش کردن کامپیوتر میکرد
    فلسفه بافی: وقتی برادرم ازم میخواست که توی جلد گرفتن کتاباش بهش کمک کنم چون حال نداشتم الکی میگفتم خودت باید امتحان کنی تا یاد بگیری
    درونی: ناشی از اعتقادات شخصی و فردی و نشات گرفته از فرد
    بیرونی: ناشی از محیط
    ***انگیزه ها***
    ۱. همجنسی اجتماعی
    ۲. تاثیر اجتماعی
    ۳. موفقیت
    ۴. کار
    ۵. پیوند جویی
    ۶. قدرت
     
    آخرین ویرایش: ‏10 نوامبر 2017
  8. 9618104668

    9618104668 New Member

    ۱-سرکوبی یا واپس زنی:یکی از دوستای خوبمو ازدست دادم ولی نمیتونستم بپذیرم ک اون مرده و دیگ نیست....
    ۲-بازگشت:خواهرمن برا بدست اوردن اهدافش ازگریه و مظلوم نمایی استفاده میکنه چون این روش رو قبل استفاده کرده و مفید واقع شده
    ۳-جابه جایی:یه سوپر مارکت سرکوچمون بود جنساشو گرون میداد(اون مارک لواشکی ک میخواستم فقط اینجا داشت)برای اینکه حرصمو خالی کنم همیشه زنگ خونشونو میزدم و در میرفتم هدفم خراب شدن زنگ خونشون بود...
    ۴-فرافکنی یا انتساب: دوست من بخاطر تنبلی و کم کاری خودش نتونست نتیجه دلخواهشو تو کنکورکسب بکنه اما سعی میکرد دیگران رو مقصرشکستش بدونه
    ۵-دلیل تراشی:دردوران کنکورم هروقت حس درس نداشتم با خودم میگفتم استراحت هم لازمه(استراحت زیاد منظورمه) یا اینکه با خوندن زیاد ممکنه سلامتیم به خطر بیوفته
    ۶-خیالبافی:تو دوران ابتداییم خودمو دانشمند تصور میکردم و حتی ازمایش هم واسه خودم انجام میدادم
    ۷-خواب و رویا:خواهر کوچک من یه مدت قبل از خواب تاکید میکرد که مثلا چیپس و پفکشو نخوریم به محض بیدارشدن از خواب گریه میکرد و فکر میکرد ک خوراکیاشو خوردیم
    ۸-جبران:به خاطر ضعفم توی درس زبان انگلیسی سعی کردن با بالا زدن ادبیات جبرانش کنم(باوجود بی علاقگیم به ادبیات)
    ۹-تحقیر دیگران:وقتی من به رشته دلخواهم رسیدم یکسری از اطرافیانم با گفتن حرفایی مثل اینکه اگ ماهم مثل این خونده بودیم قبول میشدیم یا اینکه سال اول کنکورش قبول نشد و...سعی درتحقیر من داشتن
    ۱۰-همانندسازی:چون از شخصیت استیوجابز خوشم میاد سعی میکنم الگو برداری کنم ازش
    ۱۱-تصعید:یکی از اشناهامون علاقه زیادی به رشته پزشکی داشت اما وقتی این هدف براش محقق نشدبه ناچار رشته دیگه ای رو انتخاب کرد ولی با تلاش در همان رشته به جایگاه بسیارخوب وقابل تحسینی رسید
    ۱۲-واکنش وارونه:یکی ازدوستام خیلی بی ادب و پررو بودوببه همین دلیل سرزنش میشد بخاطراین واکنش ها سعی کرد مودب و حق شناس برخورد کنه
    ۱۳-فلسفه بافی:هروقت خواهرم از من تو درساش کمک میخواد من با فلسفه هایی مثل اینکه باید خودت انقد حل کنی تا مسلط بشی و...میپیچوندمش
    انگیزش ها به دودسته تقسیم میشوند:
    ۱-بیرونی:ان دسته از انگیزه هایی که منبع انها درمحیط فرد قرار داردمثل پول-هدیه-وعده های قشنگ و...
    ۲-درونی:ناشی از باورها و اعتقادات خود شخص است مثل تمایل به قدرت-استقلال-رسیدن به جایگاه اجتماعی خوب و...
     
  9. 9618104605

    9618104605 New Member

    سرکوبی:یک بار درد ناجوری در پاهایم احساس می کردم. با این وجود در مسابقه دو شرکت کردم. و به درد پایم بی توجهی کردم.
    بازگشت:وقتی چیزی را می خواستم و نمی توانستم بدست آورم. تا مدتی لجبازی می کردم.در واقع لج کردن یک صفت مربوط به دوران بچگی من بود.
    جابجایی:از دست معلممان عصبانی بودم.چرخ ماشین همسرش را پنچر کردم.
    فرافکنی:چند روز عصبانی بودم. و می گفتم که اشکال از رفتار دیگران است که به عمد مرا عصبی می کنند.یک بار تیم استقلال باخت و طرفدارانش به زمین به عنوان عامل باخت نگاه می کردند.
    دلیل تراشی:یک بار قرار شد برای دوستانم از رستوران غذا رزرو کنم. فراموش کردم. و بعد به آنها گفتم. غذایش چرب بود برای پوستتان خوب نبود.
    خیالبافی:همیشه می خواستم در لس آنجلس زندگی کنم. اما چون نشد. بی خیالبافی در رابطه با زندگی در آنجا پرداختم.
    خواب و رویا:بعد از شکست تیم فوتبالمان در بازی های مدرسه. شب خواب دیدم که نتیجه بازی بدلیل اثبات اشتباه داور به نفع ما عوض شده.
    جبران:در هنر نقاشی استعداد زیادی نداشتم. بنابراین برای پوشش آن ضعف به ورزش و موفقیت های ورزشی روی آوردم.
    تحقیر دیگران: وقتی یک فرد از لحاظ ورزشی از من بهتر بود. می گفتم که قسمت علمی مغزش خوب کار نمی کند.
    همانندسازی:در بچگی سعی می کردم در کارهایی بزرگ شرکت کنم که افراد برتر جامعه توان انجامش را داشتند. اما بدلیل تخصصی بودن آن کار ها در آن موفق نشدم.مثل درست کردن تلویزیون
    تصعید:بدلیل شکست در مسیر هنر نقاشی جهت زندگی ام در راستای علم و رشته پزشکی تغییر یافت.
    واکنش وارونه:احساس می کردم که مطالعه زیاد و خستگی زیادی داشتم. اما در پاسخ به خانواده در رابطه با این خستگی. می گفتم که خسته نیستم.و شاداب هم هستم.
    فلسفه بافی:حوصله تدریس به کسی که یک بحث علمی را متوجه نمی شد نداشتم.و به او می گفتم. خودت روی سوال فکر کن تا وقتی جواب دادی لذت بخش تر باشد و بتوانی روی پای خودت بایستی.
    باطل سازی:یک بار کسی را ناراحت کردم. برایش کادو گرفتم تا اتفاق قبل از یادش برود.
    انگیزه ها به دو دسته درونی و بیرونی تقسیم می شوند.
    درونی: از باورها و اعتقادات و عقاید فرد منشا می گیرد.و به نوع تربیت فرد در کودکی بستگی دارد. تاثیرش عمیق تر از انگیزه بیرونی است.شدت آن در افراد مختلف متفاوت است.به دو دسته فردی و اجتماعی تقسیم می شود.
    انگیزه بیرونی:اثر بخشی در افراد مختلف متفاوت است. همراه با پاداش های ملموس است. و ناشی از محیط می باشد.
     
    آخرین ویرایش: ‏10 نوامبر 2017
  10. 9618104632

    9618104632 New Member

    مثال مکانیسم های دفاعی:

    سرکوبی یا واپس زنی:بارها اتفاق افتاده که با وجود اینکه احتمال میدادم یک مریضی خاص داشته باشم به پزشک مراجعه نکردم تا از داشتن اون مریضی مطمئن نشم و بیخیال بمونم.

    بازگشت:همیشه وقتی با مشکلی روبه رو میشوم که ذهنم را خیلی درگیر میکند و چاره ای پیدا نمیکنم تا از این ناراحتی بیرون بیام میخوابم تا نخوام به اون مسئله فکر کنم و شاید از ذهنم بیرون بره.

    جابجایی :وقتی متوجه میشوم که استاد روانشناسي کوییز درون سایت قرار داده دو دستی بر سر خود میکوبم و تا شعاع سه متری هر کسی رو میبینم کتک میزنم.

    فرافکنی یا انتساب: یکی از نزدیکانم همیشه ناراحته که چرا همه بی وفا شدن و احوالم رو نمیپرسن در صورتی که خودش هیچوقت به کسی زنگ نمیزنه و احوال کسی رو نمیپرسه.

    دلیل تراشی: مدت ها قبل وقتی توی بازی فوتبال شوت میزدم بلافاصله خودم رو به زمین میزدم تا اگر توپ خراب شد بگم تعادل نداشتم یا اینکه توپ روی پام جفت و جور نشد.

    خیالبافی:نمونه های زیادی دیده ام که بدون هیچ تلاشی مدام حرف از قبولی پزشکی میزنند و کم تر از دانشگاه تهران هم حاضر به رفتن نیستن .الآن هم چند ساله پشت کنکورن.

    خواب یا رویا: چند روز پیش بعد از امتحان فیزیک پزشکی که خیلی خراب کرده بودم خواب دیدم که نصف نمره رو گرفتم و در کل خواب خوبی بود.

    جبران: با توجه به اینکه همیشه توی کلاس درس خواب بودم و دبیرم فکر میکرد که نمره ی خوبی نخواهم آورد تمام تلاشم رو کردم و با خوندن کافی نمره ی کامل گرفتم و دیدش رو نسبت به خودم عوض کردم.

    تحقیر دیگران: وقتی خانواده ام مصاحبه ی رتبه های تک رقمی کنکور رو میخوند من میگفتم اینا دیگه خودشون رو دیوونه کردن و تک بعدی بار اومدن و توی کارهای اجتماعی کم میارن.

    همانندسازی: وقتی بچه بودم همیشه سعی میکردم در برگزاری مراسم عزاداری روز عاشورا که در خانه ی ما برگزار می شد به هر کاری دست بزنم تا نشان دهم نقش موثري در برگزاری دارم در حالی که این کار مناسب سن من نبود .

    تصعید: در درس ادبیات به قواعد علاقه ای نداشتم و به جای اینها سعی کردم متون ادبی بنویسم و نمره ی کامل رو از دبیر دریافت کردم.

    واکنش وارونه: وقتی از قضيه ای ناراحتم سعی میکنم جلوی خانواده خودم رو عادی جلوه بدم که متوجه ناراحتیم نشن .که البته اکثرا با شکست مواجه شدم.

    فلسفه بافی: در اواخر دوران ابتدایی مدتی بود به آینده که باید به سربازی برم فکر میکردم و خیلی دلشوره داشتم ولی سعی میکردم این موضوع رو برای خودم هضم کنم و با فکرای مختلف خودمو آروم میکردم.

    انگیزه ها به دو حیطه درونی و بیرونی تقسیم میشوند:

    انگیزه های درونی:

    شدت و میزان انگیزه های درونی در افراد مختلف متفاوت است و شکل گیری آنها به نوع تربیت فرد در کودکی بستگی دارد و این نوع انگیزه ها تاثيرات عمیق تری در زندگی فرد خواهند داشت.
    انگیزه ی درونی خود به دو نوع فردی و اجتماعی تقسیم میشود :
    فردی: انگیزه ی پیشرفت-انگیزه ی پیوند جویی و انگیزه ی استقلال یابی و ... .
    اجتماعی : انگیزه ی همجنسی اجتماعی (ارزش گذاری بر ویژگی های فردی بر مبنای ویژگی های دیگران)-انگیزه ی موفقيت-انگیزه ی کار(نشان دادن توانایی خود در انجام کار و سودمند بودن)-انگیزه های پیوند جویی(تمایل به ارتباط با افراد جامعه)-انگیزه ی قدرت.

    انگیزه های بیرونی:
    اثر بخشی اين انگيزه ها در افراد مختلف متفاوت است.
    اغلب همراه با پاداش هایی ملموس و معین و کاربردی هستند و از محیط منشا میگیرند.
     
    آخرین ویرایش: ‏10 نوامبر 2017
  11. 9618104680

    9618104680 New Member

    سرکوبی: پارسال که کنکور داشتم هروقت آزمونی رو بد میدادم اصلا دوست نداشتم بعدش بهش فکر کنم و حتی نتیجه بعضیاش رو نگاه نمیکردم
    بازگشت: پدربزرگم یه وقتایی مثل بچه ها ایرادای جورواجور میگیره
    جابجایی: من وقتی از یه موضوع ناراحت یا عصبانیم میرم سراغ حسابهای کاربری مجازیم و سر اونا خالی میکنم. مثلا پست غمگین میذارم یا حتی پیش اومده دیلیت اکانت کنم...:D
    فرافکنی: یکی از نزدیکانمون خیلی خیلی مغروره اما همیشه دیگران رو متهم به مغرور بودن میکنه
    دلیل تراشی: وقتی از داداش کوچیکم میخوام یه کاری رو برام انجام بده و انجام نمیده و من سرزنشش میکنم میگه دلم درد میکرد(همیشه هم همینو میگه)
    خیالبافی: از بچگی دوست داشتم بتونم گیتار بزنم و حالا که به دلایلی نتونستم سراغش برم یه وقتایی تو ذهنم خودم رو یه گیتاریست تصور میکنم
    خواب و رویا: قبل از اومدن نتایج خواب دیدم که پزشکی قبول شدم
    جبران: توی مدرسه وقتی یه نمره بد میگرفتم نمره بعدیم عالی میشد چون تلاش میکردم شکست قبلیم رو جبران کنم
    تحقیر دیگران: پسرداییم بااینکه خودش خیلی ترسو هست همیشه دیگران رو توی موقعیتایی قرار میده که بترسن و مسخرشون کنه
    همانندسازی: دخترداییم وقتی بچه بود سعی میکرد وارد بحث بزرگترها بشه تا به چشم بچه بهش نگاه نکنن
    تصعید: برادرم وقتی کار بدی انجام میده و مامانم دعواش میکنه، سعی میکنه توی کارها به مامانم کمک کنه و دوباره دلش رو به دست بیاره
    واکنش وارونه: برای اینکه بغضم رو مخفی کنم بلندتر میخندم
    فلسفه بافی: دوستم وقتی یه حرف اشتباه میزنه سعی میکنه با دلیلای مثلا علمی توجیهش کنه.
    باطل سازی: سر دوستم داد زدم و اون از دستم خیلی ناراحت شد.فرداش خوراکیایی که دوس داشت رو براش خریدم

    انگیزشها:
    ۱.درونی: ناشی از اعتقادات و باورهای خود فرد
    ۲.بیرونی: ناشی از محیط
     
  12. 9618104648

    9618104648 New Member

    انواع مکانیسم های دفاعی
    1.سرکوبی یا واپس زنی: شخصی که یکی از اعضای خانواده اش را از دست داده ولی برای سرکوب احساس ناراحتی خود مرگ او را انکار می‌کند و جوری از او حرف می‌زند که انگار زنده است.
    2.بازگشت: کودکی که برای جلب توجه پدر و مادر خود ورسیدن به خواسته ای که از آنها دارد از لحن بچگانه استفاده می کند.
    3.جابه جایی:پدر یا مادری که از مسئله ای کاری خارج از خانه عصبانی است و برای خالی کردن عصبانیت خود سر فرزندش داد میزد و با او دعوا می‌کند.
    4.فرافکنی و انتساب :شخصی که حسود است و سعی می‌کند این صفت را از دیگران و حتی خودش پنهان کند به این منظور این صفت را به دیگران نسبت می دهد. و وجودش در خود را انکار می کند.
    5.دلیل تراشی: دانش آموزی که به علت درس نخواندن در آزمونی شرکت نمی‌کند و برای توجیه کردن خودش و دیگران بیماری اش در روز امتحان را بهانه می کند.
    6.خیالبافی: شخصی که آرزوی پزشک شدن دارد و خود را در روپوش سفید و در حین معاینه مریض تصور می کند.
    7.خواب و رویا:شخصی که آرزو دارد پزشکی ماهر شود و در خواب خود را پزشکی ماهر می بیند.
    8.جبران: شخصی که به دلیل ناتوانی جسمی نمی‌تواند در یک رشته ی ورزشی پیشرفت کند اما با تلاش و موفقیت در رشته ی دیگری مثلا در زمینه ی نویسندگی این نقص را جبران می کند.
    9.تحقیر دیگران :شخصی که با وجود تلاش برای قبولی در یک رشته خاص موفق نشده و برای آرام کردن خودش کسانی که در این رشته قبول شده اند را خرخون خطاب می کند.
    10.همانندسازی:نوجوانی که از بازیگر یا شخص مشهوری خوشش می آید و سعی می کند خود را با او همانند کند مثلا استفاده از لباس هایی مشابه لباس های او یا مدل موی مشابه او و...
    11.تصعید:شخصی که موفق به قبولی در رشته دلخواهش نمی‌شود اما تصمیم می‌گیرد در رشته خودش تمام تلاشش را به کار گیرد و با تلاش بسیار از متخصصین و مجرب ترین افراد آن رشته می شود تا خودش را راضی کند.
    12.واکنش وارونه: شخصی که در حق کسی بدی کرده و عذاب وجدان دارد و برای راضی کردن وجدان خود سعی می کند به او محبت کند و با او مهربان تر باشد.
    13.فلسفه بافی : شخصی که توانایی کمک به خواهر یا برادر کوچکترش برای درست کردن کاردستی را دارد ولی با این بهانه که خودت باید یادبگیری به او کمک نمی‌کند.
    انگیزش ها به دو دسته تقسیم می شوند :
    1.انگیزش های درونی :که نشات گرفته از باور ها و عقاید و تمایلات خود شخص می باشد مثل تمایل به موقعیت اجتماعی خوب
    2.انگیزش های بیرونی:که منشا آنها در محیط فرد وجود دارد مثل وعده ی یک هدیه
     
  13. 9618104670

    9618104670 New Member

    سرکوبی:فردی که در اولین تجربه از ماشین سواری خود تصادف کرده است وقطع عضو شده طوری برخورد میکند که انگارقطع عضو نشده .
    بازگشت: فردی برای اینکه باعث شود که مادرش کاری را که می خواهد انجام دهد مانند بچه ها صحبت می کند تا مادرش قبول کند .
    جابه جایی:پسری از دست پدرش ناراحت است به همین خاطر درس نمی خواند .
    فرافکنی: فردی که دراثر بی احتیاطی به دیگری برخورد میکندوبا عصبانیت به ان نگاه میکند .
    دلیل تراشی:معلم از دانش اموزی می پرسد چراهفته قبل امتحان را بد دادی؟ چون روز قبل ان اربعین بود وما نذری داشتیم وبه همین خاطر درس نتونستم بخوانم .
    خیالبافی:کشاورزی که هرسال به دلایلی محصولاتش خراب می شود درخیال خود تصور میکند که محصولاتش خوب وناب شده.
    خواب ورویا:فردی که در خواب میبیند که گنج پیدا کرده شاید به این دلیل باشدکه با مشکلات مالی روبه رو است.
    جبران:فردی که از خانواده دور است برای جبران محبت انها،سعی میکند که بادوستانرابطه ی گرم داشته باشد.
    تحقیردیگران:فردی که به دلیل کوتاه بودن قد، دیگران رادیلاق می نامد.
    همانند سازی: فرزند کوچک خانواده ،فرزند بزرگ راالگوقرار می دهدوسعی می کند که مانند او رفتار کند تا همان طور که پدر به ان افتخار می کند به او نیز افتخار کند .
    تصعید: فردی که با درس خواندن نمی تواندبه هدف خود یعنی پول دارشدن برسد درس خواندن را رها میکندووارد شغل ازاد می شود .
    واکنش وارونه: فردی که با بیان احساسات خود مورد سرزنش قرار می گیرد سعی می کند که در مواجهه با مشکلات احساسات خود را پنهان کند .
    فلسفه بافی : فردی به دلیل اینکه کار داردهنگامی که دوستش کمک می خواهد به او می گوید که او باید خودش کارش را انجام دهد تا در زندگی اینده نبز بتواند با مشکلات رو به رو شود

    انگیز ش درونی و بیرونی
    درونی ناشی از اعتقادات وباور فرداست .
    بیرونی ناشی از محیط است.
    .
     
    آخرین ویرایش: ‏10 نوامبر 2017
  14. 9618104609

    9618104609 New Member

    سرکوبی:مثلا وقتی پسر عموی مادرم بیماری سرطان گرفته بود در اوایل انکار میکرد و برای درمان اقدام نمی کرد

    بازگشت:من وقتی سال اول کنکورم در رشته پزشکی قبول نشدم برای جلوگیری از سرزنش اطرافیان خودم شروع به گریه کردن کردم
    جابه جایی:مثلا من هر گاه نمره امتحانم را کم میگرفتم از در خانه معلم مان که گذر میکردم زنگ در خانه را میکشیدم و فرار میکردم
    جبران:پدر دوستم که از نظر اقتصادی ورشکسته شده است تلاش میکند با قبول شدن دخترش در رشته پزشکی و دانشگاه خوب این کمبود را جبران کند
    تحقیر دیگران:مثلا دوست من وقتی یک ادم ثروتمند را میبیند میگوید این فرد خلاف کار است و این پول را از راه درست به دست نیاورده است
    همانندسازی:داداش کوچولوی من وقتی سوار ماشین میشود سیوچ ماشین را میزند سر جایش فرمان را میچرخاند دنده را تکان میدهد و حرکات پدرم را انجام میدهد
    تصعید:یکی از اقوام ما که پزشکی میخواند درسش را برای رسیدن به پول بیشتر و زودتر رها کرد و وارد شغل تجارت فرش شد
    واکنش وارونه:پسری که یک سال از دختر خاله من کوچک تر بود و اورا دوست داشت به او ابراز علاقه میکرد ولی دختر خاله من با وجود اینکه او را دوست داشت به آن پسر نمیگفت و به او میگفت من هیچ کمبود محبتی ندارم
    فلسفه بافی:مثلا یک دانش آموز که درسش خوب است و بقیه از او میخواهند که روش درس خواندن و برنامه ریزی اش را به آنها بگویند و او نمیگوید و میگوید که روش برنامه ریزی و درس خواندن هر کس مخصوص خود او است
    فرافکنی:یکی از اقوام ما با وجود اینکه خودش خیلی زیبا نیس هر کس را میبیند میگوید اینها زیبا نیستند
    دلیل تراشی:دانش آموزی که برای کنکور درس میخواند وقتی نزدیک عید میشود برای رفتن به خرید عید و گردش میگوید امسال هر چه قدر تلاش کنم دانشگاه تراز اول قبول نمی شوم پس یک سال دیگر پشت کنکور میمانم و دانشگاه تراز اول قبول میشوم پس درس را رها میکند و به گردش و خرید میرود به امید سال دیگر
    خیال بافی:من وقتی سال اول پزشکی قبول نشدم به این فکر میکردم که پزشک شدم و با روپوش سفید در بیمارستان مریض ویزیت میکنم
    خواب و رویا:من در فکر خریدن یک پالتو بودم شب خواب دیدم که یک پاتو کرم خریده ام
    انگیزشها دو نوع اند:درونی و بیرونی
    درونی ناشی از اعتقادات و باورهای فرداست و بیرونی ناشی ازمحیط است
     
  15. 9618104627

    9618104627 New Member

    ١.سركوبي يا واپس زني:وقتي خبر فوت مادربزرگم رو شنيدم اصلا دلم نميخواست باور كنم و با خودم ميگفتم نه نه نمرده امكان نداره مرده باشه!
    ٢.بازگشت:من از خواهرم ستاره،٥سال كوچكترم و وقتي من بدنيا امده بودم خواهرم مثل نوزادان گريه ميكرده و شيشه شير من رو ميخورده!
    ٣.جابجايي:زمان دبيرستان امتحان رياضي نوبت را نمره ي خوبي نگرفتم و دليلش هم كم كاري خودم بود اما ناراحتي ام را برسر مادرم خالي كردم و سر يك موضوع پيش پا افتاده با مادرم دعوا كردم:/
    ٤.فرافكني:يكي از همكلاسي هايم كه بسيار فضول بود و سعي داشت همه چيز را بداند هميشه صفت خود را ب ديگران نسبت ميدادو مدام ميگفت فلاني فضول است!
    ٥.دليل تراشي:سال اول كنكور خوب درس نميخواندم و ميگفتم سال اول پزشكي قبول شدن خيلي سخته!درصورتيكه دليل خنده داري بود و دوستانم سال اول قبول شدند
    ٦.خيالبافي:دوستم بعد از ٣سال كنكور دادن رشته ي مورد علاقه اش ك پزشكي بود قبول نشد اما هميشه خودش را در لباس سفيد پزشكي تصور ميكند.
    ٧.خواب يا رويا:
    فردي كه افسرده و روان پريش است خواب هاي وحشتناك ميبيند و جيغ و فرياد ميكند.كه اينها نشان از وضعيت روحي نامساعد وي هستند
    ٨.جبران:دوستم كه هميشه نمره كمي در درس رياضي ميگرفت ،ضعفش را با بيست گرفتن در دروس عمومي ب گونه اي ميخواست جبران كند
    ٩.تحقير:كسيكه نميتواند خوب گيتار بزند ،كساني راكه در نواختن الات موسيقي مهارت دارند را مطرب خطال ميكند و اين نوعي تخقير است!
    ١٠.همانندسازي:پسربچه اي كه پشت فرمان ماشين پدرش مينشيند و اداي رانندگي كردن را درمياورد!
    ١١.تصعيد:فرديكه در زمين فوتبال پايش اسيب ميبيند و براي هميشه از ورزش مورد علاقه اش منع ميشود با پزشك خوبي شدن ان ناكامي خود را جبران ميكند كه عام پسند هم ميباشذ
    ١٢.واكنش وارونه:فردي كه بسيار عجول و بيتاب است در مقابل ديگران وانمود ب صبوري ميكند و ديگران را ب صبر دعوت ميكند
    ١٣.فلسفه بافي:غسالي كه در غسالخانه كار ميكند و هرروز ميت هاي متعددي را شستشو ميدهد قطعا در اول كار حس بدي دارد اما اين را ب خود ميفعماند ك هر انساني ميميرد و بايد غسل داده شود و اينگونه براي خود فلسفه بافي ميكند.
    ***انگيزش ها دو نوع دروني و بيروني اند
    انگيزش دروني از درون هر فرد منشا ميگيرد مثلا هر فردي نياز به مقبوليت،استقلال،افتخار،معاشرت و ارتباط با ديگران دارد
    انگيزش بيروني از جانب محيط القا ميشود مثلا فرد ميداند اگر فلان كار را انجام دهد درخت هايش پربارتر ميشوند
     
    آخرین ویرایش: ‏10 نوامبر 2017
  16. 9618104647

    9618104647 New Member

    مکانیسم های دفاعی
    1.سرکوبی(واپس زنی):وقتی یادم میاددوستام تو مدرسه از سر حسادت پشت سرم حرف میزدن سعی میکنم اینو انکار کنم و بهش فکر نکنم.
    2.بازگشت:وقتی پدرم لب تاپ موردنظرم رو برام نخریدمثل بچگیام باهاش قهر کردم.
    3.جابجایی:یه روز مدیرمون با معلم ریاضی دعواشون شده بود،معلم ریاضی اومد سر کلاس پنج برابر همیشه بهمون مشق داد.
    4.فرافکنی:یه نفر که خیلی به تجمل و مادیات علاقه داشت همیشه دوستاشو تجمل گرا و خودنما خطاب می کرد.
    5.دلیل تراشی:دوستم که همیشه تنبلی میکردو درس نمی خوند دلیل پاس نشدنش رو استاندارد نبودن سوالات امتحان میدونست.
    6.خیال بافی:چون امکانش برام وجود نداشت همیشه در حال خیال بافی تحصیل در دانشگاه اکسفورد هستم.
    7.خواب یا رویا:یه سال تو مدرسه نفر دوم شدم بعد شب تو خواب میدیدم برگم اشتباه تصحیح شده بوده و شاگرد اول میشم.
    8.جبران:چون همیشه استعداد ورزش نداشتم سعی میکردم ریاضی و فیزیک و بقیه درسامو بیست بشم تا مدیر ورزشم رو بیست بده.
    9.تحقیر:چون استعداد هنر نداشتم و نمره نقاشیم همیشه کم میشد به پدرو مادرم میگفتم کسایی که نقاشیشون خوبه ریاضیشون ضعیفه و تو بقیه درسا تنبلن.
    10.همانندسازی:چون همیشه به پزشکی علاقه داشتم سعی میکردم مثل خاله پزشکم لباس بپوشم و رفتار کنم.
    11.تصعید:همیشه دوست داشتم خلبان بشم اما توی شهرمون شرایطش فراهم نبود.پس تجربی رو انتخاب کردم و به هدفم رسیدم.
    12.واکنش وارونه:یکی از دوستانم به من دروغ گفته بود بعد خیلی ریلکس و مهربون باهام رفتار میکرد که مثلا من متوجه نشم.
    فلسفه بافی:بادیدن کشورهای فقیر افریقایی به جای کمک به انها فکر میکنم که باید خودشان تلاش و سخت کوشی کنند وروی پای خود بایستندو خودشان از سازمان های مختلف کمک بگیرند.

    انگیزش
    1-اولیه:انگیزش هایی هستند که از وجود هر کس نشات میگیرند.مثلاانگیزه درد-انگیزه مادری-انگیزه اکتشاف
    2-انگیزه های ثانویه و اجتماعی:دسته ای از عوامل خارجی که ما را به انجام کاری ترغیب میکنند.مثل انگیزه کسب مال-تسلط یابی-انگیزه پیشرفت-انگیزه پذیرش و تعلق
     
    آخرین ویرایش: ‏12 نوامبر 2017
  17. 9618104630

    9618104630 New Member

    ۱.سرکوبی(واپس زنی): من از یکی از همکلاسی هام به علت یک مسئله ای بدم میومد که متاسفانه ۳ سال هم در کلاسمون بود همیشه سعی میکردم فکر کنم که او همکلاسیم نیستش و معمولا برای هر کاری که میخواستیم با دوستان انجام بدیم حضورش رو قبول نمی کردم
    ۲.بازگشت:بعضی بچه ها برای اینکه راه نرن و خسته نشن خودشان رو کوچکتر از سنشان جلوه میدن تا بقیه بغلشان کنند
    ۳.جا به جایی:من وقتی امتحانی را خراب میکردم میرفتم گیم بازی میکردم تا این موضوع از ذهنم دور بشه
    ۴.فرافکنی:معمولا سعی میکنم این رفتار را انجام ندم
    ولی یادمه پارسال یک کلاس جبرانی مدرسه گذاشت من به یکی از دوستان خبر دادم که کلاس هست ولی اون یادش رفت و بعد نیومدنش را انداخت تقصیر من!!!! ومی گفت که تو به من نگفتی و دانستن موضوع رو کتمان میکرد

    ۵.دلیل تراشی: توی دوران مدرسه همیشه بعد از عید نوروز معلم ها میپرسیدند که درس ها رو خوندید و اکثر دانش آموزها دلایلی غیر واقعی رو میگفتند
    دیگه اینکه پارسال اگه آزمون آزمایشی مثل قلم چی رو خراب میکردم دلیل میوردم که سر جلسه مشکل داشتم یا این آزمون برام مهم نبوده و ...
    یا دیگه اینکه دوست داشتم رتبه ۱ یا ۲ رقمی بیارم ولی خب تلاشم خیلی کم بود ولی برای خودم دلیل میوردم که رتبه زیر ۱۰۰ چه فایده ای داره وقتی با رتبه بالاتری هم پزشکی قبول میشم در حالی که نمیخواستم تلاش کنم و به خودم سختی بدم
    ۶.خیالبافی:من در دوران کودکی دلم میخواست رئیس جمهور بشم تا خیلی چیزا رو درست کنم و در خیالم خودم رو رئیس جمهور در نظر میگرفتم و در خیال خود مناظره و سخنرانی میکردم :)
    ۷.خواب یا رویا: چند سال پیش خیلی اخبار تیم بارسلونا را دنبال میکردم بعد یه شب تو خواب دیدم که کنار زمین تو ورزشگاه بارسلونا یا نیوکمپ دارم مربی گری میکنم
    دیگه اینکه یک بار از دست یک نفر خیلی ناراحت بودم بعد در خواب دیدم که اون خیلی از کاری که کرده بود پشیمونه شاید این به خاطر این بود که دوست نداشتم از اون فرد ناراحت باشم و این خواب رو دیدم که راحت تر بتونم ببخشمش
    ۸.جبران:همیشه دلم میخواست بدون هیچ خستگی فوتبال بازی کنم به همین دلیله که زیاد فوتبال را به صورت گیم بازی میکنم یا همیشه دوست داشتم مثل مسی فوتبال بازی کنم در نتیجه وقتی فوتبال مسی رو نگاه میکنم در خیالم خودم را با او هماهنگ میکنم :)
    ۹.تحقیر دیگران: یکی از دوستانم که در کنکور تک رقمی هم شد زیاد مورد تحقیر بعضی افراد قرار میگرفت مثلا بهش میگفتند که چرا اینقدر میخونی؟ که چی بشه؟ مگه خنگی که یک مطلب رو صد بار میخونی؟و‌...
    ۱۰.همانندسازی:در بچگی دوست داشتم کار هایی را انجام بدم که در توانایی من نبود مثل درست کردن دوچرخه خراب
    ۱۱.تصعید:دوست داشتم در کار های تحقیقاتی بیوتکنولوژی فعالیت کنم اما چون شرایطش در ایران مهیا نیست به سمتش نرفتم
    ۱۲.واکنش وارونه:وقتی از موضوعی ناراحتم سعی میکنم خودم را به کار هایی خنده اور و سرگرم کننده مشغول کنم
    ۱۳.فلسفه بافی:هر وقت یکی از دوستان کوچکتر از خودم مشقی رو بهم می داد تا براش انجام بدم و یا کمکش کنم به بهانه این که باید رو پای خودت وایسی براش انجام نمیدادم


    انگیزش ها :
    ۱.درونی:ناشی از تفکرات و اعتقادات
    ۲.بیرونی: ناشی از محیط و یک منبع بیرونی
     
  18. 9618104679

    9618104679 New Member

    سرکوبی: یک‌بار کسی که خیلی به او اعتماد داشتم از اعتمادم سوء استفاده کرد دیگران وقتی می‌خواستند من را متوجه و متقاعد کنند من انکار می‌کردند که آن فرد همچین کاری انجام نداده و می گفتم شما اشتباه می‌کنید

    بازگشت: مادربزرگم قند خون دارد و در عین حال خیلی به نوشابه علاقه دارد وقتی به او نوشابه نمی دهیم قهر می کند و غذا نمی خورد.


    جابجایی: وقتی در مدرسه با کسی دعوایم میشد یا کلا هر جا از کسی ناراحت می‌شدم میآمدم به خانه و کلی به بالشتم مشت میزدم


    فرافکنی: من آدم دروغگویی هستم و اغلب اوقات موقع اعتماد کردن به طرف مقابل میگم تو دروغ میگی نمیتونم بهت اعتماد کنم

    دلیل تراشی؛ سال اول که کنکور قبول نشدم به هر دلیلی می خواستم خودم را متقاعد کنم که مشکل از درس نخواندن من نبوده دلایلی مثل شلوغی خانه و موقع بودن تاریخ های عروسی اقوام و غیره


    خیالبافی :هر وقت که از درس خواندن خسته می شوم در خیال خود تصور می‌کنم که در ۷ سال آینده هستم و همه من را دکتر صدا میکنند


    خواب و رویا: یک شب ک در خانه تنها بودم همش به این فکر می کردم که اگر یه وقت دزد اومد چه اقدام دفاعی انجام بدم وقتی خوابیدم خواب دیدم دزد اومده خونمون

    جبران :من در فعالیتهای ورزشی هیچ وقت خوب نبودم در عوض خیلی خوب درس خواندم تا در زمینه درسی و علمی موفقیت کسب کنم


    تحقیر: در دوران دبستان یکی از دوستانم که درسش خیلی بهتر از من بود را از روی حسادت به خاطر اعتیاد پدرش و قیافه زشتش تحقیر کردم


    همانند سازی: دوران دبیرستان دوستی داشتم که خیلی برایم عزیز بود و سعی می کردم مثل او راه بروم حرف بزنم یا لباس بپوشم


    تصعید: از بچگی دوست داشتم خواننده شوم ولی شرایط خانوادگی و کشوری که در آن زندگی می کنم این اجازه را به من نمی داد پس به موسیقی (نوازندگی) روی آوردم و در زمینه موسیقی موفقیت کسب کردم


    واکنش وارونه: وقتی کسی حرف ناراحت‌کننده‌ای به من می زد و بعد می پرسید که ناراحت شدی؟ می گفتم نه اصلاً من به این چیزها اهمیت نمی دهم در صورتی که برای من مهم بود و واقعاً ناراحت شده بودم

    فلسفه بافی: وقتی دوستم بهم میگفت بیا بریم بیرون و حوصله بیرون رفتن نداشتم می گفتم من شنبه ها( اگر آن روز شنبه بود) اگر از خانه بیرون روم اتفاق بدی برایم می افتد


    باطل سازی: هر وقت پدر و مادرم از دستم ناراحت می‌شدند سعی می‌کردم با کمک کردن به آنها یا انجام کار مورد علاقه شان آنها را خشنود کنم

    انگیزش ها دو نوع انگیزش درونی و بیرونی
    انگیزش درونی: ریشه در درون و باورهای فرد دارد
    انگیزش درونی انسان را برای رسیدن به تمایلات درونی خود ترغیب می‌کنند
    انگیزش درونی گرایش فطری پرداختن به تمایلات و به کار بردن توانایی هاست

    بیرونی:۱- محرک‌های مالی ۲- قدرت و شهوت
    ۳-ارزش بخشیدن به هر شغل در هر جایگاه
    ۴-شرایط و امکانات بهتر برای کار

    درونی :۱-نیاز به پیشرفت و موفقیت ۲- نیاز به شرکت در فعالیت های گروهی ۳- احساس مسئولیت در گروه ۴ ارزش بخشیدن به هر شغل در هر جایگاه
    ۵ انگیزه ترس ۶ استقلال ۷ مورد تایید دیگران بودن
     
    آخرین ویرایش: ‏10 نوامبر 2017
  19. 9618104621

    9618104621 New Member

    ۱.سرکوبی:سال اول که کنکور قبول نشدم تا مدت ها بعدش انکار میکردم
    ۲.بازگشت:گاهی واسه دلیل های کوچیک قهر میکنم که بهم توجه کنند
    ۳.جابجایی:وقتایی که از چیزی عصبی ام یا ناراحتم میکنه با رفتن به باشگاه(بوکس کار میکنم) اونجا خودمو خالی میکنم
    ۴.فرافکنی:یه ادم تو فامیلمون داریم اطلاعاتش از بقیه کمتره ولی همیشه موقع بحث بقیه رو به نابلد بودن متهم میکنه
    ۵.دلیل تراشی:یبار گشنه ام بود رفتم سر یخچال غذای یکی از هم اتاقیامو خوردم بعد بهونه اوردم تو گفته بودی متنفری از این غذا
    ۶.خیال بافی:همیشه قبل از مسابقات تصور خیال بافی میکردم قهرمان میشم میرم روی سکو و همه تشویقم میکنن
    ۷.خواب و رویا:شب قبل از ثبت نام و ورود به دانشگاه تو خواب خودمو تو روپوش سفید پزشکی دیدم
    ۸.جبران:توی دبستان و فامیل به دلیل بدن ضعیفم گاهی بهم زور میگفتند منم رفتم ورزش بوکس که نقصمو جبران کنم
    ۹.تحقیر:کسانی که رتبه بالاتر از من قبول شدند من را خرخون خطاب میکردند
    ۱۰.همانندسازی:همیشه سعی کردم مثل مادرم قوی، دلسوز و صبور باشم
    ۱۱.تصعید:من میخواستم قهرمان بوکس شوم ولی به دلیل محدودیت هایی که بود مسیر زندگی ام عوض شد و پزشکی قبول شدم
    ۱۲.واکنش وارونه:بعضی هم کلاسی هایم که خصومت و دشمنی با من داشتند در ظاهر با من بسیار خوب رفتار میکردند
    ۱۳.فلسفه بافی:پشت چراغ قرمز عمویم به گدای پشت شیشه ماشین کمک نکرد و به ما گفت ادم باید روی پای خودش بایستد

    انگیزه بیرونی:ناشی از محیط مانند پول قدرت مقام
    انگیزه درونی:تفکرات و اعتقادات انسان مانند کمال طلبی، پیشرفت و استقلال
     
  20. سركوبى:وقتى براى اولين بار در امتحان رانندگى قبول نشدم انكارش مى كردم همش ميگفتم شايد اسم من با يه نفر ديگه اشتباه شده باشه امكان نداره قبول نشم
    بازگشت:يكى از آشنا ها مون وقتى پير شده بود از همه چي ايراد ميگرفت مثلا هر وقت يكى از اعضاى فاميل مى رفت مسافرت ميگفت چرا منو با خودتون نبردين و يه مدتى با اونا قهر مى كرد
    جابجايى:دانش آموزى كه از شهريه ى زياد كلاس هاى تقويتى ناراضى است سعى مى كند به صندلى ها يا ديوار هاى موسسه اى كه كلاس را برگزار مى كند آسيب بزند (اينو با چشماى خودم ديدم!)
    فرافكنى:يه بار وقتى با دوستم دعوام شده بود و ميدونستم تقصير منه براى اينكه غرورم رو زير پا نذارم و عذر خواهى نكنم مى گفتم من از همچين آدم مغرورى عذر خواهى نمى كنم ولى شايد خودم مغرور بودم
    دليل تراشى:وقتى توى يكى از آزمون هاى آزمايشى ترازم خيلى پايين تر از سطح انتظارم بود مى گفتم سوالاى آزمون استاندارد نبوده يا سعى مى كردم سوالا رو يه جورى تحليل كنم كه انگار غلط هستن
    جبران:دخترى رو ديدم كه معلوليت جسمى داشت و نمى تونست خوب راه بره ولى با نقاشى هاى بسيار زيبايى كه مى كشيد سعى مى كرد اين نقصش رو جبران كنه تا بقيه به هنرش توجه كنن نه به معلوليتش
    خيال بافى:من خيلى به لباس علاقه دارم به خاطر همين هميشه خودم رو در حالى كه لباس هاى مارك پوشيدم تصور مى كنم .قبل از این که پزشکی قبول بشم خودم رو توی بیمارستان و در حال عمل جراحی تصور می کردم
    خواب و رويا:مدتى قبل از فوت مادربزرگم چند بار خواب ديدم كه مريض نيست و چشماش ميبينه و خيلى سرحاله فك كنم به خاطر اين بود كه دلم ميخواست دوباره حالش خوب بشه
    تحقير:یکی از دوستام همیشه راجع به عیب های بقیه حرف می زد و غیبت می کرد گاهی هم بهشون تهمت می زد یه بار بهش گفتم که غیبت کردن عادت خیلی بدیه وبهتره سعی کنه غیبت کردن رو بذاره کنار.دوستم در جواب بهم گفت اگه غیبت کردن بده حداقل از بی ادبی و توهین کردن به دیگران جلوی خودشون بهتره تو برو خودت رو اصلاح کن!
    همانند سازى:به معلم ادبيات دبيرستانم خيلى علاقه داشتم براى همين سعى مى كردم كه مثل اون حرف بزنم و مثل اون مهربون باشم
    تصعيد:فردى كه بيمارى ام اس داشت اما به خاطر بیماری اش نمی تونست به ورزش مورد علاقه اش یعنی فوتبال بپردازد به مطالعه و تحقیق روی آورد و توانست دستگاهى رااختراع کند كه شيرين كننده ى آب بود
    فلسفه بافى:گاهى اوقات حس مى كردم كه مى تونم وتو بعضى از درس ها به دوستم كمك كنم ولى براى خودم استدلال مى كردم كه فقط وقتى درس رو خوب ياد مى گيره كه خودش بخونه
    واكنش وارونه:مثلا وقتى مردى به زنش اعتماد نداره جورى رفتار مى كنه كه انگار خيلى نگران همسرش هست براى همين اجازه نميده همسرش تنهايى از خونه بيرون بره
    انگيزش ها دو نوع هستند:درونى وبيرونى
    انگيزش هاى درونى ازنظر ذهنى و اعتقادى براى خود فرد ارزشمند هستند مانند ارزش و جايگاه اجتماعى يك رشته يا اعتقاد فرد به انجام امور خيريه
    انگيزش هاى بيرونى از طرف محيط بيرون يا اطرافيان القا مى شوند مانند علاقه به داشتن ثروث شهرت يا قدرت
    انگیزش ها انواع مختلفی دارند
    ۱-انگیزش اولیه که جنبه ی ذاتی دارند ودر تمام انسان ها یکسان هستند مانند گرسنگی میل جنسی و... .این انگیزه ها در حیوانات هم وجود دارند
    ۲-انگیزش ثانویه که به تدریج در فرد به وجود می آیند با توجه به تجربیات و موقعیت هایی که فرد در جامعه و درتعامل با اطرافیان خود با آن روبرو می شود مانند کسب قدرت و مقام که ممکن است برای فردی ارزشمند باشد اما برای دیگری انگیزه به حساب نمی آید چون به آن علاقه ای ندارد انواع دیگر انگیزش ثانویه یا اجتماعی شامل احساس نیاز به پیشرفت ،پذیرش میان هم سالان ،استقلال ،کسب ثروت و...می شود.به این نوع انگیزش ها اکتسابی هم گفته می شود
     
    آخرین ویرایش: ‏11 نوامبر 2017

به اشتراک بگذارید