کوییز دوم روانشناسی ویژه دانشجویان پزشکی

شروع موضوع توسط leilimosalanejad ‏5 نوامبر 2017 در انجمن روانشناسی

  1. 9618104665

    9618104665 New Member

    سرکوبی یا واپس زنی : ۱۵سالم که بود توی فوتبال رباط زانوی پای چپم کش اومد و یه مدت پام تو گچ بود.تو طول این مدت شاید از زمانی که پام توی گچ نبود، بیشتر راه میرفتم و سعی میکردم به یاد نیارم که یکی از پاهام از بالا تا پایینو گچ گرفتند.
    بازگشت : زیاد دختر یا خانوم هایی رو دیدم که گاهی، مثل دخترهای کوچیک حرف میزنن و خودشونو لوس میکنن.
    جابجایی : دوره دبیرستان یه اتفاق، شدید عصبانیم کرد منم بدون فکر مشت زدم تو شیشه پنجره.دستم پاره شد و کلی خون اومد.
    فرافکنی یا انتساب : بین دوستامون اکثرمون از جن میترسیم ولی یکی از همه بیشتر وحشت داره. هرموضوع ترسناکی باشه به شوخی اونو ترسو صدا میزنیم.
    دلیل تراشی : تو مدرسه از یه پسر سال پایینی خوشم نمیومد چون حس میکردم پسر قدیه.یبار پیش رفیقش ایستاده بود که منم رفتم سمتش و یه تو گوشی بهش زدم. وقتی دلیل زدنمو پرسید گفتم قبلا به رفیقم توهین کرده بودی.
    خیالبافی : شدید عاشق سفرم.گاهی وقتا باهندزفری اهنگ گوش میدم و تو خیالم به هرجایی که دوست دارم سفر میکنم.
    خواب یا رویا : شبای قبل روزایی که ورزش داشتیم خواب میدیدم فردا چنتا دریبل و گل قشنگ میزنم.
    جبران : به دلیل ضعف چشم هام توی ورزش های هوازی موفق نبودم ولی سعی کردم تو کارایی که بیشتر نیازمند فعالیت ذهنیه موفق بشم.
    تحقیر دیگران : زیاد افرادی را دیدم که بزرگی درون شخصیتشون نیست و با تحقیر دیگران سعی دارند خودشان را بزرگ جلوه بدهند.
    همانندسازی : من پدرم مردخانواده است. اهل رفیق بازی یا این حرف ها اصلا نیست. خیلی سعی میکنم دراینده، نه دقیقا شبیه پدرم، حداقل کمی شبیهش بشوم.
    تصعید : من در فوتبال به دلیل مصدومیت و عوامل دیگر موفق نشدم و به سمت درس خواندن کشیده شدم تا اینکه الان دانشجوی پزشکی هستم.
    واکنش وارونه : معمولا فروشنده ها موقعی که جنسی نامرغوب میخواهند بفروشند اصرار بیش از حد بر مرغوب بودن آن کالا دارند.
    فلسفه بافی : گاهی فیلم های خودکشی یا ازاین قبیل که میبینم با خودم میگم حقشونه وقتی کسی واسه خودش ارزش قایل نیست بقیه برای اون ارزش قایل باشند؟!
    انواع انگیزش : ۱.درونی ۲.بیرونی
    انگیرش درونی : منبع و کانون ان در درون(تفکرات و عقاید) و ریشه در تربیت فرد دارد. پاداش هایی که دریافت میکند درونی هستند(معمولا ملموس نیستند). آنچه باعث میشود فرد عملش را تکرار کند موتور های درونی هستند. معمولا درکودکی شکل میگیرند و ریشه در تربیت خانواده دارند. مانند انگیزه پیشرفت، پیوندجویی، قدرت طلبی، میل به استقلال و...
    انگیرش بیرونی : منبع و کانون اثر در محیط. پاداش ها اغلب مادی هستند و فرد آگانه انتخاب میکند عمل را انجام دهد یا نه. عدم اثر بخشی پاسخ مشابه بر روی همه افراد بدلیل اختلاف در شخصیت افراد.مانند افزایش حقوق(ثروت بیشتر)، جایگاه ومقام بالاتر و...
     
  2. Mohammadsh

    Mohammadsh New Member

    محمد شفیعی
    شماره دانشجویی9618104642
    1-واپس رانی: مثلا فردی که از کسی متنفر است ولی در کنار او کار میکند ولی در عین حال وجودش را انکار میکند انگار که او درکنارش نیست
    2-سرکوب:مثلا فردی که میداند با کارکردن دستمزد کمی به او می دهند ولی با این وجود باتمام تلاش کار میکند تا هزینه زندگی خود رابه دست آورد
    3-بازگشت: مثلا دو برادری که در یک خانواده اند و زمانی که برادر بزرگتر در امتحانات پیروز می شود برادر کوچکترسعی می کند با درس خواندن بیشتر در خانواده جلب توجه کند
    4-جابجایی:مثلا فردی که به دلیل مشغله فکری برسرسگ خود فریاد می زندیا مثلا کودکی که به خاطر لجبازی با پدر ومادر خود بر روی دیوار نقاشی میکشد
    5-فرافکنی:مثلا فردی که در امتحان خود موفق نمی شود دلیل آن را دوستان تنبل خود می داند
    6-دلیل تراشی:مثلا سارقی که از یک سوپر مارکت دستبرد میزند وهنگام بازجویی می گوید که صاحب مغازه مستحق آن بوده است یا مثلا فردی که از کار خود اخراج شده است و میگوید این کار به درد من نمیخورد
    7-خیال بافی :مثلا بعضی افراد گمان میکنند که امتحان پیش رویشان بسیار آسان است و درس نمی خوانندو خیال میکنند که تمام درس ها را بلد هستند و در امتحان موفق میشوند
    8-جبران:مثلا مادری که در دوران کودکی کمتر موردمحبت قرار گرفته است و سعی می کند با محبت به فرزند خود این موضوع را جبران کند
    9-تحقیر: مثلا کودکی که نمی تواند به یک اسباب بازی خاص دسترسی پیدا کند و آن را بی ارزش خطاب می کند
    10-همانندسازی: دختر بچه ای که می بیند مادر خود آرایش میکند او نیز آرایش میکند
    11-تصعید:اشخاص پرخاشگر ممکن است به ارتش بروند ویا به ورزش بوکس روی بیاورند
    12-واکنش وارونه:مثلا شما از مهمانی بدتان می آید اما پیشتر از مهمان های دیگر به وی احترام گذاشته و تحویلش میگیرد یا زن متاهلی از ترس آنکه همکارش به وی علاقمند نگردد با همکار مرد خود بدرفتاری میکند
    13-فلسفه بافی: مثلا فردی در کنکور موفق نمیشود و میگوید این امتحان بسیار سنگین برای من و دوستانم بود و من موفق نشدم یا مثلا پزشکی که پیوسته با مردمان دردمند سر و کار دارد،می گوید که نمی تواند با همه بیماران ارتباط عاطفی داشته باشد
    انگیزش ها به دو دسته تقسیم بندی می شوند:
    1-انگیزه های اولیه یا فیزیولوژیک:
    مانند گرسنگی و تغذیه آزاد و تشنگی و انگیزه جنسی و انگیزه مادری و انگیزه درد و انگیزه خواب و انگیزه اکتشاف
    2-انگیزه های ثانویه یا اجتماعی:
    مانند انگیزه پیشرفت و انگیزه پذیرش و تعلق
    البته انگیزه ها به دودسته درونی وبیرونی نیز تقسیم بندی میشوند
    محمد شفیعی
    شماره دانشجویی 9618104642
     
    آخرین ویرایش: ‏10 نوامبر 2017
  3. 9618104658

    9618104658 New Member

    سرکوبی:چند سال پیش به خاطر تصادف دست چپم شکست اما بازهم از دست چپم برای انجام کار هام استفاده میکردم و به پزشک مراجعه نمیکردم.
    بازگشت:برای سرگرم کردن کودکان فامیل از الفاظ و حرکات بچگانه استفاده میکنم.
    جابه جایی:در دوران مدرسه گاهی اوقات خستگی و سختی مدرسه را با دعوا کردن با دوستانم رفع میکردم.
    فرافکنی:در برخورد با دوستان صمیمی فکر میکنم افراد بی پروایی هستند.
    دلیل تراشی:هرگاه وسیله را خراب میکردم،میگفتم خودش از قبل خراب بوده.
    خیالبافی:در کودکی دوست داشتم به تمام قسمت های کره خاکی سفر کنم.
    خواب و رویا:چند شب بعد از کنکور خواب جلسه کنکور را می دیدم و فکر میکردم هنوز کنکور تمام نشده.
    جبران:در مدرسه با وجود ضعف در درس های حفظی توانستم با توانایی های خود در درس های مفهومی ضعف خود را جبران کنم.
    تحقیر:همیشه به افراد مهم کشور حسادت میکردم و میگفتم انها ژن خوب دارند.
    همانند سازی:همواره سعی میکنم روش زندگی خود را براساس روش زندگی افراد موفق و با تجربه تنظیم کنم.
    تصعید:همیشه سعی داشتم شغل مورد علاقه خود را داشته باشم اما به دلیل خواسته های خانواده رشته دیگری را انتخاب کردم.
    واکنش وارونه:در کودکی هرگاه با دوچرخه به زمین میخوردم و شخصی میپرسید درد نداری با وجود درد میگفتم نه.
    فلسفه بافی:هروقت کسی از من برای انجام کاری کمک میخواهد و من وقت حوصله انحام ان کار را ندارم میگویم فلان شخص بهتر میتواند این کار را انجام دهد.
    انگیزش ها دو نوع هستند:1-فیزیولوژیک یا اولیه(مانند:گرسنگی و تشنگی)
    2-اجتماعی یا ثانویه(مانند:پیشرفت،پذیرش و تعلق،تسلط یابی)
     
    آخرین ویرایش: ‏11 نوامبر 2017
  4. 9618104639

    9618104639 New Member

    ۱-سرکوبی:شوهرعمه پدرم به علت دیابت پایش قطع شده بود ،تاچند روز باور نمی کرد واصرار داشت از روی تخت بلند شود وراه رود
    ۲-بازگشت؛برادر۳ساله ام از وقتی پسردایی ام دنیا آمده وا توجه خانواده بیشتر سمت اوست سعی می کند رفتار های بچگانه انجام بدهد حتی مثل بچه ها گریه می کند
    ۳-جابه جایی:من وقتی از دست پدرم عصبانی می شوم یک کاغذ برمی دارم وخط خطی می کنم
    ۴-فرافکنی:من در انجام کار های خانه خیلی تنبلم وهمیشه سعی کی کنم این ویژگی را به دیگران نسبت بدهم
    ۵-دلیل تراشی:وقتی در درسی نمره ی کمی گرفته باشم برای مادرم دلیل تراشی می کنم و می گویم سوالات غیر استاندارد بود
    ۶-خیالبافی:زمانی که برای کنکور می خواندم خودم را باروپوش سفید در مطبم تصور می کردم به خصوص زمانی مطلبی را هرچه می خواندم یاد نمی گرفتم وخسته می شدم
    ۷-خواب ورویا:یک بار آزمونم را خراب کرده بودم،ظهر که خوابیده بودم خواب دیدم جواب کنکورم آمده و رتبه ام همان رتبه ای است که در آزمون قلم چی کسب کرده بودم،از خواب پریدم ورفتم درس خواندم
    ۸-جبران:کلاس دوم دبیرستان بودم دومین جلسه ای که فیزیک داشتیم معلم من را بلند کرد و درس جلسه قبل را برسید ومن نخوانده بودم ؛خیلی عصبی شد و سرم دادکشید از آن به بعد من آنقدر فیزیک می خواندم که در همه ی امتحان هایش نمره اول می شدم
    ۹-تحقیر دیگران:زن دایی ام خیلی دوست داشت پسر داشته باشد اما الان ۳دختر دارد به همین دلیل همیشه پسر هارا تحقیر می کند مخصوصا برادر من را
    ۱۰-هماننددسازی:وقتی بچه بودیم خواهرم که دوسال از من کوچک تر است وقی می دید من مورد اعتماد پدر ومادر هستم سعی می کرد همه کار های من را تقلید کند
    ۱۱-تصعید:پسر عموی پدرم وقتی در رشته ژنتیک قبول شده بود خیلی ناراحت بود اما دراین رشته آنقدرتلاش کرد که حالا یکی از نوابغ جهان است
    ۱۲-واکنش وارونه:من خیلی درانجام کار های شخصی ام تنبلم اما جوری رفتار می کنم که بقیه فکرکنند چقدر زرنگم
    ۱۳-فلسفه بافی:انسان وقتی گناهی مرتکب می شود خودش راقانع می کند که شرایط اورا مجبور به انجام این کار کروه این را فلسفه بافی می گویند
    انگیزش ها دردودسته درونی و بیرونی طبقه بندی می شوند
     
    آخرین ویرایش: ‏11 نوامبر 2017
  5. خصوصیات مشترک مکانیسم های دفاعی:
    ۱_ اعلب به طور ناخودآگاه اعمال میشوند
    ۲_ معمولا با تحریف و انکار و تبدیل واقعیت توام بوده وموجب خود فریبی میشود
    کارکرد مکانیسم دفاعی :۱_ محافظت از خودوذهن ناخودآگاه کاهش اضطراب رنجش درد خشم سرخوردگی استرس
    ۲_ کمک به سازگاری بهتر با شرایط محیط پیرامون ۳_ دور نگه داشتن سایق های نهاد از هوشیاری وحفظ آنها در ناخودآگاه
    ۴_ محافظت خودانگار از احساس گناه در برابر دیگران
    این مکانیسم ها از دوران کودکی آموخته میشوند وبه صورت عادت درمی آیند
    برخی از این مکانیسم ها سازنده وبرخی مخرب اند
    شرایط آسیب زاشدن مکانیسم های دفاعی:۱_استفاده مکررواعراق آمیز ازآنها
    ۲_ زمانیکه درحالت انعطاف ناپذیر خشک و انحصاری به کار روند
    ۳_ زمانیکه شرایط کنونی را به شدت تخریب کنند
    ۴_ موجب تحریف احساسات وهیجانات شود واز ابراز سالم آنها جلوگیری کند
    تقسیم بندی مکانیسم های دفاعی:
    ۱_ اسیب زا ( pathological): توانایی کنار آمدن با واقعیت راازفرد سلب میکند وفرد واقعیت را باز آفرینی میکند استفاده از ون ازدید ناطر جنون آمیز ونابخردانه است مانند
    انکار تحریف فرافکنی هذیانی
    ۲_ بلوغ نیافته (immature) : در کودکان وبزرگسالان کاربرد زیادی دارد اما از آنجایی که استفاده از آنها موجب رفتار ناپسند اجتماعی میگردد؛بزرگسالان آنرا کنار میگذارند . وآنها رادر کنار آمدن بهینه با واقعیت ناتوان میسازد مانند خیال پرداز ی خود بیمار انگاری فرافکنی رفتار منفعل پرخاش برون ریزی
    ۳_ روان رنجور(neurotic): در همه افراد شایع میباشد .درکوتاه مدت مفید میباشد؛اما در بلند مدت سبب ناکامی در روابط شغل وکامیابی میشود مانند توجیه عقلی واپس زنی کنش وارونه جابجایی گسستگی
    ۴_بلوغ یافته( mature): این نوع دفاعها معقول بوده واز بزرگسالان سالم سرمیزند درسلامت روحی _ جسمی افراد نقش تعیین کننده دارد باعث ایجاد تطابق عالی با شرایط محیطی میگردد.
    انواع مکانیسم دفاعی:
    ۱_واپس زنی: (repression) اصلی ترین مکانیسم دفاعی بوده وبقیه به عنوان ابزار کمکی اند.به معنی جلوگیری از ورود افکار احساسات وتجارب دردناک به سطح هشیار میباشد وبه طور گزینشی به ناخودآگاه انتقال می یابد و با انکار تفاوت دارد چون فرد هیچ چیز را نفی نمیکند مثال : فوت پدر بزرگم به من یک لطمه روحی شدید زد که همواره این تجربه دردناک راسرکوب میکنم وفکر به آن مرا ازار میدهد
    ۲_ فرونشانی (suppression) اگر واپس زنی به طور ارادی وخود آگاه صورت گیرد احتراز ارادی از اندیشیدن به موضوعات آزاردهنده و منحرف کردن سطح هوشیار به موضوعی دیگر مثال: من در دبیرستان امتحان فیزیک داشتیم وما به قشم رفتیم برای اینکه خاطره مسافرت مان خراب نشود اصلا به آن فکر نکردم
    ۳_ واپسروی ( pegression ):شیوه حل مسایل به روش بزرگترها جای خود را رویکرد کودکانه میدهد مثال ما همسایه ای داشتیم که مرد خانواده از فرط مشکل مالی مینالید ومانند بچه هاگریه میکرد وپا ی خود را به زمین میکوفت
    ۴_ انکار ( denial): نفی واقعیت مثال مادر بزرگ من مرگ پدر بزرگم را باور نمیکرد وتصور مینمود که او زنده است وبا او حرف میزد
    ۵_ جابجایی (displacement):تخلیه احساسات فرو خورده برسر اهداف بی خطرتر(افراد زیر دست تحت فرمان وابسته)مثال من وقتی از مدرسه میآمدم و نمره بدی گرفته بودم عصبانیت خودرا سر خواهرم خالی میکردم
    ۶_ دلیل تراشی(reasonalizatio): استدلالات منطقی برای توجیه رفتار واحساسات غیر موجه: من دلیل موفق نشدنم در کنکور در سال اول را مربوط به عوامل محیطی میدانستم درحالیکه به دلیل خوب درس نخواندن خودم بود
    ۷_ جبران(compensation): مستور سازی جنبه های منفی شخصیت با تاکید اغراق امیز برجنبه های مثبت : من همواره سعی میکردم هوس واستعداد خود را پشت ناتوانی خود دربرقراری روابط اجتماعی و کمرو بودن مخفی کنم
    ۸_ توجیه عقلی (intellectualization) : نادیده گرفتن جنبه احساسی قضایا وتاکید مفرط بر تفکر انتزاعی: من در سارل اول که درکنکور نتیجه خوبی نگرفتم به جای اینکه عاطفی بشوم به دلایل ناکامی خود فکر کردم
    ۹_ برون ریزی ( acting out): استفاده از کنش های فیزیکی به جای کنار آمدن مستقیم با چاشها وبیان احساسات خود وتسلیم خواسته نهاد شدن بدون در نطر گرفتن عواقب آنها : بعضی مواقع که خشمگین میشدم هر حرفی را میزدم بدون توجه آثار ان بر دیگران
    ۱۰_ درون فکنی : درونی کردن احساسات ارزشهای فرد دیگر که خودمان در آنها ضعف داریم: من از سخنرانی در جمع بسیار میترسیدم خود را در جمع به جای یک سخنران ماهر فرض کردم این باعث میشد سخنرانی خود را بهتر ارایه دهم
    ۱۱_ همانند سازی(identification): روند تقلید از افکار عقاید رفتار وسلایق دیگران : من چون به پدرم خیلی علاقه دارم این باعث گردید افکار ونگرش من مانند پدرم بشود
    ۱۲- برون افکنی(projection): نقطه مقابل درون افکنی نسبت دادن افکار احساسات نا مطلوب خود به شی یا فرد خارجی دیگر: من از لحاظ درسی به پای یکی از همکلاسی های خود نمیرسیدم لذا همواره اورا بد جلوه میدادم
    ۱۳_والایش :انرژی خود را صرف فعالیت سازنده کردن :من چون روحیه لطیفی دارم به هنر علاقه مند شدم
    ۱۴ _ باطل سازی : تلافی کردن رفتارناپسند گذشته : من وقتی خواهرم راازخود میرنجاندم بعد از دلش بیرون میآوردم وبرایش بستنی میخریدم
    ۱۵واکنش سازی(reaction formation): یا همان واکنش وارونه که شما احساس ونیت خود را به طور اغراق امیزی خلاف آنچه هست بیان میدارید: من یکی از دوستان دوره راهنمایی ام در عین حالی که دوست نداشتم بیشتر از دیگران تحویل میگرفتم
    ۱۶_ آرمانی ساختن (idealization): برآورد اغراق آمیز صفات مثبت خود وناچیز شمردن صفات منفی مثال: من وقتی کسی را شدید دوست داشته باشم عیب اورا نادیده میگیرم وتنها خوبی اورا می بینم
    ۱۷_ پیش بینی(anticipation): پیش بینی رویداد احتمالی آینده ودرنظر گرفتن راه حل های منطقی برای آن
    ۱۸_نوع دوستی( altruism): یاری رساندن به دیگران به طور سازنده که رضایت فردی را به دنبال داشته باشدوفرد از واکنش مثبت دیگران شاد شود
    ۱۹_ اجتناب یا رویگردانی(avoidance): کنار آمدن با عوامل استرس زا وعدم مواجهه با آنهامثال: من در کودکی از تاریکی میترسیدم بنابرین سعی میکردم هیچ گاه به این مکان ها نروم
    ۲۰_ شوخ طبعی (humour): تاکید بر جنبه جالب وطنز گونه عوامل استرس زا
    ۲۱_ انزوا (isolation): تفکیک جزئ هیجان از خاطرات تجربه ها افکار دردناک مثال : من در کودکی بدون ترس از سوزن زدن به درمانگاه رفتم وسوزن زدم
    ۲۲_ خیال پردازی : هدایت آرزوهای دست نیافتنی به قوه تخیل
    ۲۳_ پیوند جویی(affliation): همایت دیگران را خواستار شدن و تسهیم مشکلات با دیگران
    ۲۴_ بی ارزش سازی( devaluation): فرد اهداف مطلوب و خواستنی اما غیر قابل دسترس را بی ارزش تلقی کرده: من سال اول که پزشکی قبول نشدم با خود گفتم عاقبت این رشته هم بی کاری است
    ۲۵ _ ناچیز شماری(trivializing): کوچک شمردن مسایل مهم وجدی
    ۲۶ _ طفره انحراف (deflection): منحرف کردن توجه به سوی افراد ومسایل دیگر
    ۲۷_ بازداری هدف(aim inhibition) : هنگامی که بااهداف دست نیافتنی مواجه میشویم انتظارات خودرا تقلیل میدهیم نوعی دلیل تراشی : من وقتی سال اول پزشکی نیاوردم با خود گفتم به بینایی سنجی هم راضی هستم
    ۲۸- دوباره سازی(splitting): فرد اطرافیان خود را به دو گروه عمده خیلی خوب یا خیلی بد تقسیم میکند( ازقانون همه یا هیچ پیروی میکند) واین دو گروه مدام جای خود را به یکدیگر میدهند
    ۲۹ _ گوشه گیری کردن (withdrawal): فرد تصمیم میگیرد برای کاهش عوامل استرس زا از اطرافیان دوری کند
    ۳۰_ جسمانی کردن (somatization) : فرد تعارضات یا مشکلات روانی خود را به صورت نشانه های جسمی بروز دهد مثال: همسر یکی از اقوام ما که از بی توجهی شوهرش بدش میآمد یکدفعه فشار خونش به شدت بالا رفت
    تبدیل (conversion): مانند جسمانی سازی میباشد
    ۳۲_ جدا سازی(compartmentalization):فرایند انفصال بخشی از خود از هوشیاری دیگر بخشها فرد دو نظام ارزشی متضاد را کنار هم حفظ میکند: من در عین حالیکه با غریبه ها بد اخلاق هستم با خانواده خود خوش اخلاق هستم
    ۳۳- گسستگی (dissociation) : تفکیک گروهی از فعالیت ها ورفتار ها از بخش اصلی سطح هوشیاری وجود دو یا چند روند ذهنی واحد بدون یکپارچه شدن آنها: من در ابتدایی موقعی که نمره بد ی میگرفتم بعد از آن رفتارم جوری بود که انگار اصلا اتفاقی نیافتاده بود
    ۳۴_ قدرت مطلق یا همه توانا(omni potence): فرد به گونه ای رفتار میکند که از یک موهبت ویژه برخوردار است واز دیگران برتر است
    ۳۵ نمادسازی (symbolization): باز نمایی روانی یک ایده یا شی پیچیده جای خودرا به ایده یا شی دیگر میدهد مثال : علت رفتن من به رشته پزشکی خوشحال کردن پدرم بود
    ۳۶- خیال پردازی در خود مانده(autistic fantacy): نوع شدیدی از خیال بافی است که فرد که فرد یک زندگی کاملا رویایی را برای خود تصور کرده
    ۳۷ رفتار پرخاشگرانه _ منفعل_ پرخاشگرانه منفعل
    ۳۸_ مقاومت (resistance): ایستادگی شدید در برابر ورود داده های سرکوب شده وناهشیار به سطح هوشیار
    ۳۹ _ شکایت ورد کمک دیگران(help rejecting& complaining): فرد از اطرافیان خود شکایت میکند واز آنها در خواست کمک میکند ولی زمانیکه دیگران او را راهنمایی میکنند ؛ اندرز آنها رارد میکند این رفتار به خاطر استتار احساسات وسرزنش پنهان نسبت به دیگران است
    انگیزش: در لغت به معنای ترغیب وتحریک است وحالت روانی انسان است که اورادر جهت خاصی تجهیز کرده وبه کار خاصی وا میدارد
    انگیزه : آن عامل درونی که به فرد نیرو وتوان داده دارای دو جنبه است:۱- محرک رفتار است ۲- دارای نتیجه وهدف است انگیزه میتواند از هیجانات ، شناخت و نیاز ناشی شود انگیزه میتواند از محرک خارجی تاثیر بپذیرد
    نیاز: موقعیت های درونی فرد اند که برای ادامه زندگی ضروری اند
    شناخت: به رویداد های ذهنی ویژه مانند عقیده وانتظارات اشاره دارد
    هیجانات : آمادگی فیزیولوژیک را تجربه وسازماندهی میکند
    انگیزش: ۱_ رویداد درونی ۲_ رویداد بیرونی
    رویداد درونی : ۱_ هیجانات ۲_ شناخت ۳- نیازها
    انواع نظریه های انگیزش: ۱_ زیستی ۲_ روان اجتماعی اولی خود به دو نوع غریزه وکاهش سایق است دومی شامل مشوق ها وسلسله مراتب نیاز های مزلو است ؛ که خودشامل نیاز ایمنی ، فیزیولوژیکی، عشق ومحبت ، عزت نفس و خودشکوفایی است
    فقدان تعادل حیاتی منجر به ایجاد نیاز میگردد که خود باعث ایجاد سایق میگردد وان باعث ایجاد انگیزش برای عمل میگردد که در نهایت باعث تعادل حیاتی میشود
    انواع انگیزه ها: ۱_ طبیعی۲_ اکتسابی
    انواع انگیزه طبیعی: جنسی، گرسنگی، تشنگی
    اولی شامل ارضای نیاز عاطفی وارامش روان و تکثیرو قای نسل میگردد
    انواع انگیزه اکتسابی: انگیزه پیشرفت وپیوند جویی
    انواع انگیزه اصلی نفس: انگیزه بقا، کمال و لذت جویی انواع انگیزش: اولیه در برابر ثانویه ۲_ درونی در برابر بیرونی ۳_ هشیار در برابر نیمه هشیار
    ۱_ اولیه دربرابر ثانویه: اولیه ها عمدتا مرتبط با نیاز های زیستی است مانند گرسنگی وتشنگی اما ثانویه ها با نیاز هایی مرتبط اند که حیاتی نبوده وبا بقای فرد مرتبط نمب باشد مانند نیاز به دوست داشتن
    ۲- درونی در برابر بیرونی: انگیزش درونی به مواردی اطلاق میگردد که پاداش مورد انتطار فرد در قبال رفتاری معین یک منبع درونی است فرد جهت رسیدن به تقویت درونی عملی را انجام داده است که این عوامل درونی با بیرونی ارتباط داشته باشد یا نه وحتی موجب تنبیه فرد شوند نوع درونی زمانی معنا پیدا میکند که منبع پاداش دهنده یک عامل بیرونی است
    ۳- هشیار در مقابل نیمه هوشیار : درحیطه هوشیاری فرد عمل کرده وفرد از انهاو ریشه های انها اگاه است اما نا هوشیار خارج از حوزه اگاهی فرد است وبه رفتار جهت میدهد شماره دانشجویی : 9618104664
     
    آخرین ویرایش: ‏10 نوامبر 2017
  6. 9618104614

    9618104614 New Member

    سلام
    Aمثال هایی از مکانیسم های دفاعی:
    ۱.سرکوبی یا واپس زنی:یکی از اقواممون چون شوهرش،زن جدید گرفته،سعی میکنه زن دوم شوهرش رو نادیده بگیره و وجود اون رو انکار کنه.
    ۲.بازگشت:برادرم باوجود اینکه ۸سال داره ولی هرگاه متوجه توجه پدرم به کودکان ۲تا۳ساله ی اقواممون میشه مثل یه کودک ۳ساله صحبت میکنه.
    ۳.جابجایی:دوستم هرگاه خبر مرگ پدرش رو به یاد میاره،عصبی میشه و سرش رو به دیوار میزنه...دوستم از وقتی شکست عشقی خورده،گوشیشو خاموش کرده و دیگه جواب هیچ کسی رو نمیده.
    ۴.فرافکنی یا انتساب:بعضی وقتا به دوستام می گفتم غیبت نکنید درحالی که خودم خیلی غیبت دیگران میکردم.
    ۵.دلیل تراشی:مثل بعضی افراد که اهل درس و تلاش نیستند توجیهشون هم اینه که توی جامعه تا دلت بخواد لیسانس بیکار هست دیگه چرا ما درس بخونیم؟.
    ۶.جبران:یکی از هم شهریامون که نابینا هست برای جبران این کاستی توی یه اداره ی مهم مشغول کار با کامپیوتر هست.
    ۷.تحقیر دیگران:یکی از آشناهامون وقتی میدونه دخترش نمیتونه پزشکی بیاره،این رشته رو خوب نمیدونه و میگه آدم توی این رشته موهاش می ریزه و پیر میشه.
    ۸.همانندسازی:دوستم هنگامی که فوتبال بازی میکنه دوس داره خودشو همانند رونالدو جلوه بده و حرکاتی مثل رونالدو انجام میده.
    ۹.تصعید:یکی از دوستام که توی کنکور سراسری رتبه ی تحسین برانگیزی آورد ولی کنکور رو رها کرد وبه حوزه ی علمیه رفت و الان از حافظان برتر کشوری شده.
    ۱۰.واکنش وارونه:کانون که می رفتیم،اونجا فوتبال دستی بازی میکردیم وچون مهارت من توی فوتبال دستی زیاد بود ،اون کسی که مسوول فوتبال دستی بود به من حسادت میکرد واز هر ترفندی استفاده میکرد تا نزاره من بازی کنم.
    ۱۱.فلسفه بافی:بابای یکی از دوستام شرایط مطالعه رو برا فرزندش مهیا نمی کرد،بعد به فرزندش میگفت:کسی که بخواد درس بخونه،روی سنگ هم درس می خونه.
    ۱۲.باطل سازی:یکی از اساتیدمون روی برگه به سختی نمره میداد اما واسه نظم سرکلاس نمره ی اضافی قرار داده بود.
    ۱۳.خیالبافی:قبلا در فکر وخیال خودم اینو پرورش داده بودم که یک روز با هواپیمای شخصی خودم ،جهانگردی میکنم.
    ۱۴.خواب و رویا:قبل از کنکور همش با خودم می گفتم:یعنی نمیشه سوالاتی کنکور رو گیر آورد؟که یک هفته قبل از کنکور خواب سوالات کنکور رو دیدم(البته با واقعیت همخوانی نداشت)
    Bانگيزه ها را به دو گروه عمده تقسيم كرديم:فيزيولوژيك يا اوليه،اجتماعي يا ثانويه.انگيزه هاي فيزيولوژيك يا سايقهاي فيزيولوژيك انهايي هستند كه نيازهاي زيستي موجود زنده را برطرف مي كنند و هدف انها اين است كه موجوديت ارگانيسم به خطر نيفتد.مهمترين اين انگيزه ها عبارتند از گرسنگي، تشنگي،جنسي،مادري،درد،خواب و اكتشاف.انگيزه هاي گرسنگي،تشنگي،درد و خواب موجوديت خود ارگانيسم را تضمين مي كنند،انگيزه ي جنسي تداوم نوع ان را تامين مي كند،اما به درستي نمي دانيم كه انگيزه ي اكتشاف نيز موجوديت ارگانيسم را تضمين مي كند يا نه،اما چون در همه وجود دارد و موجب رفتار مي شود جز انگيزه ها به حساب مي ايد.
    انگيزه هاي اجتماعي ظاهرا با فيزيولوژي بدن رابطه ندارند بلكه به مرور اموخته مي شوند.مهمترين اين انگيزه ها عبارتند ازپيشرفت،پذيرش و تعلق،تسلط يابي،كسب مال و..
    ⚠️شماره دانشجویی:9618104614⚠️
     
    آخرین ویرایش: ‏11 نوامبر 2017
  7. 9618104681

    9618104681 New Member

    ۱.جابه جایی(replacement): سال پیش بعد از بررسی آزمون آزمایشی دیدم که در درس فیزیک که درس مورد علاقه من بود درصد مورد نظرم را کسب نکرده ام..عصبانی شدم و لیوانی که روی میزم بود را پرت کردم و لیوان شکست ...(ناراحتی مستقیم بر منبع ناکامی وارد نکردم ... غیرمستقیم بر لیوان.)
    ۲.دلیل تراشی (Rationalization): بعد از کنکور به دلیل اشتباه در انتخاب رشته کد رشته دانشگاه اهواز را به اشتباه بالای جهرم وارد کردم و اهواز قبول شدم ...و برای توجیه اشتباه خود به خود میگفتم که اهواز بهتر است و رشته داروسازی از نظر درآمدی زودتر به درآمد می رسد درحالی که پول اصلا برای من مهم نبود و به پزشکی علاقه بیشتری داشتم .(دلیل تراشی برای قانع کردن خود یا فرار از مسئولیت اشتباه)
    ۳.بازگشت(Regression): در یک مهمانی فامیلی دیدم ک بعد از نوازش دختر داییم که تازه به دنیا امده بود ...پسر دایی که حدودا ۱/۵ سال داشت با دیدن معطوف شدن توجه دیگران به او ...چهار دست وپا راه می رفت یا داخل گهواره می رفت.
    ۴.سرکوبی (Repression): بعد از عمل آپاندیس سعی میکردم خودم کار های خودم را انجام دهم ..و ناخودآگاه به آن توجه نمیکردم .
    ۵.انکار (Denial): زمانی که ۱۰ ساله بودم مرغی را برای ۳ سال داشتم و ان را خیلی دوست داشتم اما زمستان که شد مرغ بر اثر بیماری نیوکاسل مرد من برای چندین روز ناراحت بودم و باورم نمیشد که مرده حتی گاهی که به حیاط میرفتم احساس میکردم که صدای آنرا میشنوم .
    انواع انگیزش ها :
    درونی و بیرونی
    ۱. درونی:جنبه فردی و اختصاصی دارد و میزان قدرت ان در افراد متفاوت است فرد در این نوع انگیزش جهت رسیدن به تقویت های درونی عمل ویژه ای را انجام می دهد .
    ۲. بیرونی یا اجتماعی : منشا ان محیط فرد است که به او انگیزه می دهد به رفتار او جهت می بخشد .
    منبع انگیزش بخش بیرونی و مادی است.مثلا دریافت پاداش در ازای قبولی در دانشگاه
     
  8. hasan pabarja

    hasan pabarja New Member

    سرکوبی:چند سال پیش در مسابقات کشوری نهج البلاغه شرکت کردم و با اطمینان از خودم سر جلسه حاضر
    شده و حتی مطمن بودم که جواب همه سوال ها را درست نوشتم ولی بعد از اعلام نتایج به من گفتند به خاطر
    بیست و پنج صدم دوم شدی ولی من باور نداشتم و هر از گاهی به خودم می گفتم امکان ندارد!!!! و چند بار به
    سراغ مسول مسابقات داشتم ولی او برگه ها را به من نشان نداد .
    بازگشت:در دوران کنکور وقتی نتایج دلخواهم را در آزمون های آزمایشی کسب نمیکردم پیش مادرم میرفتم و
    مثل دوران کودکی روی پا های مادرم می خوابیدم و او برای من حرف میزد.
    جا به جایی:وقتی با پدرم به مشکل می خورم به جهت خودم هم نمی دانم چرا با خواهرم و در درجه کمتر با
    مادرم به پرخاش می پردازم.
    فرافکنی یا انتساب : در دوران کنکور چون تقریبا در کلاس و در درجه اول خودم در مورد میزان درس خواندن
    به هم دروغ می گفتیم سر جلسه مشاوره هم وقتی مشاور چیزی در باره ی بقیه به من میگفت باور نمیکردم و
    فکر می کردم او هم دروغ می گوید و کلا نسبت به همه بحث های پیرامون درس که با من می شد بد بین بودم.
    دلیل تراشی :دیروز با ماشین تصادف کردم و صد البته تقصیر خودم بود ولی آن را به شیوه ساخت دیوار نسبت
    دادم و این که پدر و مادر به من گفته بودند عجله کن برای رساندن چیزی...
    خیالبافی: همیشه در دوران کنکور وقتی خسته می شدم در اوهام خودم به یاد زمان بعد از کنکور بودم و همیشه
    خودم را در دانشگاه تهران تصور می کردم که روی صندلی آن جا نشستم و در حال گوش دادن به درس هستم.
    خواب یا رویا: می خواستم موبایل بخرم ولی به دلایلی نمی شد )چون هفته قبل 5 میلیون برای لپ تاپ خریدنم
    صرف شد و خجالت می کشیدم بگویم موبایل می خواهم( و برای جالب بود هر از چند شب خودم را در موبایل
    فروشی تصور می کردم که موبایلی جدید که خودمم هم تا به آن وقت این موبایل را ندیده بودم خریده ام.
    جبران: یکی از دلایل درس خوان بودن من این است که در دوران کودکی همه بچه ها به امور ورزشی روی
    آورده بودند و من به طور نسبی در این امور ناموفق بودم و گه گاهی مسخره می شدم ولی من برای جبران این
    موضوع در درس خود پیشرفت کردم و تصمیم گرفتم به آن ها نشان دهم بیشتر از آن ها نباشم کمتر صد در
    صد نیستم.
    تحقیر دیگران: چه جالب همین حالا چون نتوانسته ام در دانشگاه شیراز قبول شوم همه وقت از بدی های آن جا
    برای خود و بقیه می گویم و می گویم که آن جا خیلی شلوغ است و نمی شود درس خواند.
    همانند سازی: یکی از دوستانم )از نظر من ( بسیار زیبا صحبت می کرد و در مناسبات اجتماعی بسیار با ادب
    بود من نیز همیشه سعی در تقلید رفتار او داشتم و سعی می کردم رفتار های او را به خود نسبت دهم.
    تصعید: در تجربه خود چیزی نیافتم ولی خبری را خواندم که شخصی پای خود را از دست داد و قبل از آن به
    صورت خیلی پایه در مسابقات شرکت می کرد ولی الان جزو تیم ملی پارالمپیک قایقرانی است و در حال کسب
    مجوز برای المپیک است.
    واکنش وارونه: من با یکی از دبیران بر حسب تصادف به مشکل خوردم و او نسبت به من بیش از حد بدبین شد
    ولی برای جبران آن بعد از کنکور برای او پیام تشکر فرستادم )فقط برای ایشان فرستادم( و هر از گاهی برای
    ایشان زنگ می زنم و از او تشکر می کنم. و الان به نظرم همه چیز درست شده
    فلسفه بافی:من در درس ها خلاصه نویسی داشتم و دلم نمی خواست آن را به بقیه بدهم و به همین دلیل به آن
    ها و حتی خودم می گفتم که هر کس باید به زبان خودش خلاصه داشته باشد و خلاصه نویسی من برای شما
    کاربرد ندارد.
    باطل سازی: داستانی شنیدم که شخصی در جهرم از خانه ها دزدی می کرد و برای تسلای خاطر خودش یک
    سوم همه چیزی را که می دزدید به فقرا می داد.
    انگیزش ها به دو دسته درونی و بیرونی تقسیم می شود :
    انگیزش های بیرونی: منبع آن در خارج از افکار خود شخص و در محیط او قرار دارد و پاداش هایی که فرد در
    ازای رفتار های خود دریافت عامل این انگیزش است و این انگیزش می تواند جنبه فردی نیز داشته باشد ولی
    اغلب یک پاداش همگانی است و باعث می شود فرد کار هایش را راحت تر انجام دهد و بر خلاف انگیزه های
    درونی علایق فرد نیستند که او را به انجام این کار ها ترغیب می کنند و ممکن است حتی برخلاف علایق رفتار
    شود مثل کار زیاد برای دریافت حقوق بیشتر و حتی شاید باعث شود که این انگیزه ها که زمانی از علایق نبودندبه صورت یک انگیزه شخصی شود مثل کسی که به موسیقی در ابتدا علاقه ندارد و طی مدتی و باتشویق اطرافیان به آن علاقه می یابد . تفاوت های فردی در این زمینه کارساز است و مثلا کسی که در سن مثلا 4سالگی قرار دارد تشویق برای درس خواندن را نمی فهمد.و پاداش ها بنا بر سطح تکامل می تواندمتفاوت باشدمثلا پاداش یک پسر 18 ساله که نمی تواند مثل یک کودک عروسک یا پفک باشد.

    انگیزش های درونی: در این دسته منبع و کانون این انگیزه در درون خود فرد قرار دارد و پاداش ها بیرونی
    نیستند و اغلب پاداش ها غیر قابل لمس برعکس انگیزش ها بیرونی که اغلب پاداش ها قابل احساس است بیشتر سوابق این پاداش ها و انگیزه ها به دوران کودکی بر می گردد مثل شیوه تربیتی و ... مثلا فردی که چیزی را می داندمثلا عامل دزدی از خانه ای را می شناسد و خودش نیز در این کار دخالتی نداشته است و بر حسب یک انگیزه درونی به پلیس اطلاع می دهد و ممکن است خودش نیز در دردسر بیفتد ولی برحسب عذاب وجدان این کار رامی کند.و یا مثلا کسی که در دوران کودکی با شیوه نظر جمعی پرورش یافته نمی تواند یک فرد مستبد شود یاکسی که در دوران کودکی با لحن خشن پرورش یافته اصلا نمیتواند آرام صحبت کند و در این مواقع حس میکند کسی حرف او را نمی فهمد در صورت آرام صحبت کردن در صورتی که اینگونه نیست.انگیزه های درونی هم بر اساس عوامل مختلف می تواند تغییر یابد مثل عوامل ژنتیکی و حتی محیط...
    انگیزه های درونی خود به دو نمونه فردی و اجتماعی حضور دارد
    فردی:پیشرفت -پیوندجویی-استقلال یابی
    اجتماعی:همجنسی اجتماعی_موفقیت_کار_پیوند جویی_قدرت
    و در دسته بندی دیگر
    1-انگیزه های اولیه یا فیزیولوژیک:
    مانند گرسنگی و تغذیه آزاد و تشنگی و انگیزه جنسی و انگیزه مادری و انگیزه درد و انگیزه خواب و انگیزه اکتشاف
    2-انگیزه های ثانویه یا اجتماعی:
    مانند انگیزه تعلق مورد قبول بودن و پیشرفت وتسلط
    شماره دانشجویی :9618104611
     
    آخرین ویرایش: ‏12 نوامبر 2017
  9. Jumper

    Jumper New Member

    شماره دانشجویی؛۹۶۱۸۱۰۴۶۴۰
    نا کامی و مکانیسم های دفاعی
    ۱.واپس زنی:وقتی که سرما می خورم طوری رفتار می کنم که انگار هیچ بیماری ندارم و از چزی هایی که بقیه پرهیز می کنند(غذاهای سرخ کردنی و ...)پرهیز نمی کنم. این اولین مکانیسم دفاعی برای حفظ آرامش است
    ۲.سرکوب:وقتی کسی در مورد موقعی که در کنکور قبول نشدم می پرسد ،می گویم دوست ندارم آن را به خاطر بیاورم و با این کار اجازه می دهم خاطره ی تلخ فراموش شود
    ۳.باز گشت:وقتی برای برای دختری لباس مورد علاقه اش را نمی خرند گریه می کند یا اگر مادر غذای دلخواه فرزندش را نپزد، بعضی فرزندان قهر می کنند و حتی ممکن است هیچ غذایی نخورند.
    ۴.جا به جایی:وقتی تیمی بازی اش را می بازد، هواداران صندلی ها را می شکنند!!
    ۵.فرا فکنی یا انتساب:علی نمره اش ۱۵ شده و او از این وضع ناراحت است و برای این که از ناراحتی خود بکاهد می گوید محمد که ۱۳ شده. پس نمره ی من بد نیست. این وضع در حد افراطی در بیماران پارانویا دیده می شود
    ۶.دلیل تراشی:وقتی دانش آموزی نمره ی بدی می گیرد علتش درس نخواندن و عدم یادگیری است اما می گوید معلم بد درس داده یا امتحان سخت بود و کار خود را به نوعی توجیه می کند
    ۷.خیال بافی:در کودکی ادای بازیکن های بزرگ فوتبال در می آوردم و مثل آن ها فوتبال بازی می کردم. این حالت زمانی رخ می دهد که فرد فکر می کند در واقعیت نمی تواند به هدفش برسد و آن را در خیالاتش جست وجو می کند
    ۸.خواب و رویا:بار ها خواب دیده ام که در اتاق عمل در حال جراحی ام. احتمالا به دلیل آن این است که یکی از آرزو های من است
    ۹.جبران:من در زمینه ی موسیقی خوب نیستم به جای آن سعی کردم با ورزش و تمرین در در این زمینه آن را جبران کنم
    ۱۰.تحقیر :معمولا نکات مثبت دیگران را تحقیر می کنند مثلا به نمره اول کلاس می گویند خرخوان . یا به قهرمان شطرنج می گویند: مگه مهره جا به جا کردن هم هنره!
    ۱۱.همانند سازی: دانشجوهایی که درس نمی خوانند بقیه را هم به نخواندن تشویق می کنند .
    ۱۲.تصعید؛در کودکی ادبیاتم خوب نبود درنتیجه تلاش خود را در ریاضی بیشتر کردم
    ۱۳.واکنش وارونه:وقتی مرا فردی متشخص و مودب می خوانند سعی می کنم کمی جنبه های بد ادب خود را نشان دهم.
    ۱۴.فلسفه بافی:وقتی نمی خواهم درس بخوانم می گویم اگر بخوانم یادم می رود پس بهتر است درس ها را شب امتحان بخوانم
    ۱۵.باطل سازی:استادی که درس راحتی دارد و دانشجوها درس او را کم اهمیت تلقی می کنند.برای جبران آن هر جلسه از دانشجو ها می پرسد و آن ها را بیشتر از هر درس دیگری به زحمت می اندازد.
    انگیزش ها رامی توان در سه حیطه طبقه بندی کرد
    ۱.بیرونی یا دورنی:انگیزش در اثر عوامل درونی به وجود می آید اماتحریک معمولا محصول دخالت عوامل بیرونی است.عوامل ایجاد کننده ی تحریک را می توان اندازه گیری و مطالعه کرد و هر تحریک در اثر محرک معینی بروز می کنداما عوامل درونی را نمی توان اندازه گیری ومطالعه کرد و یک انگیزش معین می تواند انگیزش های متفاوتی داشته باشد
    ۲.اولیه یا ثانویه:انگیزه های فیزیولوژیک یا اولیه بر اساس نیاز های زیستی بنا شده اند. مثل گرسنگی، تغذیه ی آزاد، تشنگی،گرسنگی هاو تشنگی های خاص، انگیزه ی جنسی ، انگیزه ی مادری ،انگیزه ی درد ، انگیزه ی خواب ،انگیزه ی اکتشاف.
    انگیزه های اجتماعی یا ثانویه در طول زندگی آموخته می شوند و وابسته به اجتماعی ست که فرد در آن رشد کرده.مانند انگیزه پیشرفت،انگیزهی پذیرش و تعلق ،تسلط یابی ،انگیزه ی قدرت وانگیزه ی موفقیت.
    ۳.هشیار یا نیمه هشیار:انگیزه هایی که فرد از آن ها آگاه است هشیار و انگیزه هایی که به رفتار فرد جهت می دهند نیمه هشیارند.
     
    آخرین ویرایش: ‏11 نوامبر 2017
  10. zahra ghasemi

    zahra ghasemi New Member

    سرکوبی:هنگامیکه مرتبه اول در آزمون راهنمایی و رانندگی مردود شدم حاضر نبودم آنرا قبول کنم و تا چند روز بعد آنرا انکار میکردم.
    بازگشت:بعد از به دنیا آمدن خواهرم دوباره از شیشه شیر استفاده کردم
    جابجایی:در کودکی هرموقع مادرم مرا دعوا میکرد من نیز با خواهرم بد صحبت میکردم یا گاهی دفتر نقاشیم را پاره میکردم.
    فرافکنی:هنگامی که به خاطر تلاش کم نمره امتحانم را خوب نشدم مقصر را استاد دانستم که سوالات را سخت طراحی کرده بودند.
    دلیل تراشی:وقتی که دوست ندارم درس بخوانم برای خودم دلیل می آورم که به هرحال نیاز به استراحت هم دارد و همه چیز که درس نیست و...
    خیال بافی:من در رشته بسکتبال هیچ موقع نتوانستم مدال طلا کسب کنم اما همیشه در خیالاتم تصور میکنم که مدال طلا کسب کرده ام و بسکتبالیست بسیار ماهری شده ام.
    خواب و رویا:یک روز در مهدکودک تمام دوستانم داشتند با پاستل نقاشی میکشید ولی من پاستل نداشتم و آنها هم به من نمیدادند.شب خواب دیدم که مادرم برایم یک جعبه بزرگ پاستل خریده و من آنرا با خود به مدرسه میبرم.
    جبران:در خانواده ما همه نقاش های ماهری هستند اما من اصلا در این زمینه استعداد ندارم برای همین از کودکی سعی کردم به جای آن در موسیقی که استعداد دارم پیشرفت و کسب مهارت کنم.
    تحقیر:در دبستان بسیار دوست داشتم نماینده کلاس شوم و هنگامی که کس دیگری نماینده شد میگفتم چون دختر چاپلوسی است معلم او را نماینده کرده.
    همانند سازی:در هنگام رانندگی سعی میکنم ژست های مادرم را تقلید کنم
    تصعید:در ابتدایی مادر و پدرم شاغل بودند و وقت چندانی را برای تفریح نمیگذراندیم،به همین دلیل وقت فراغتم را صرف درس کردم و درنهایت در آزمون تیزهوشان پذیرفته شدم.
    واکنش وارونه:همیشه از اینکه خواهرم دست خط خوبی دارد ولی من ندارم ناراحت بودم و احساس کمبود داشتم اما همیشه وانمود میکردم از دست خطم بسیار راضی هستم.
    فلسفه بافی:در دبستان من از سایر همکلاسی هایم پول هفتگی بیشتری دریافت میکردم و اصلا دوست نداشتم از پولم به آنها بدهم برای همین هر موقع از من تقاضای پول میکردند به خود میگفتم حتما والدینشان صلاح دیدند که به آنها فقط همین قدر پول داده اند و....
    و به آنها پول قرض نمیدادم.
    انگیزش ها به دو دسته بیرونی و درونی تقسیم میشوند.
    1.انگیزش های درونی:منشا آنها درون افراد است و میزان قدرت آن در افراد متفاوت است.معمولا در کودکی شکل میگیرند و ریشه در تربیت دارند. مانند انگیزه موفقیت،انگیزه پیوند جویی،انگیزه استقلال
    2انگیزش های بیرونی:منشا آنها محیط پیرامون افراد است،پاداش ها اغلب مادی هستند:انگیزه به شهرت، انگیزه به پول،انگیزه به مقام بالاتر و...
    شماره دانشجویی:9618104650
     
  11. Tannaz.moradi

    Tannaz.moradi New Member

    1.جابجایی:من وقتی اعصابم به هم ریخته و از کسی ناراحت هستم دفتر را خط خطی میکنم‌ و ناخن خود را میخورم و خشم خود را سر دفتر و ناخن خالی میکنم.
    2.انکار:پسر دایی من وقتی نتیجه کنکور را دید که قبول نشده است دست به انکار زد و گفت نه نه امکان نداره که من قبول نشده باشم حتما تو سایت اشتباه زده و چند بار سایت را چک کرد.
    3.دلیل تراشی:وقتی برای دختر عمویم خواستگاری که از همه لحاظ ایده ال و کیس مناسبی بود امد و قرار خواستگاری گذاشته شد دختر عمویم به دلیل سهل انگاری های خود گفت قرار را به روز دیگری موکول کنند و خانواده پسر قرار را به هم زدند و دختر عمویم خودس را قانع کرد و گفت حالا خیلی هم بد نشد من اصلا قصد ازدواج نداشتم.
    4.بازگشت:یه بار توی مغازه دو تا پسر بچه رو دیدم که یکیشون بزرگتر و یکی خیلی کوچک بود پسر کوچکتر که تازه حرف زدن یاد گرفته بود رنگ هر چیز رو میگفت و مادر پدرش ذوق میکردند برادر اون هم با این که خیلی بزرگتر بود و همه رنگ هارو بلد بود برای جلب توجه پدر و مادرش هی رنگ هر چیز رو با لحن بچه گونه میگفت.
    5.سرکوب:کسی که توی بچگی سابقه کودک ازاری داشته با هر خبری که توی اخبار راجب کودک ازاری میشنوه حالش بد میشه و یاد اون خاطره خودش میفته.
    6.فرافکنی:یکی از اشناهامون همه رو از دروغ منع میکنه خیلی اصرار میکنه که دروغ نگید و کار زشتیه اما همش خبر میرسه که خودش هی دروغاش رو میشه و از همه بیشتر دروغ میگه.
    7.خیالبافی:دختر داییم تعریف میکنه توی مدت زمانی که داشته برای کنکور میخونده هر شب خودشو توی روپوش سفید و با گوشی پزشکی میدیده و انقدر که میرفته توی خیال درس نمیخونده و متاسفانه قبول نشد.
    8.جبران:پدری که در بچگی پدرش امکانات رفاهی و محبت رو براش فراهم نکرده بود وقتی خودش پدر میشه سعی میکنه همه امکانات رفاهی و عاطفی رو برای فرزندش فراهم کنه.
    9.تحقیر دیگران:کسی خودش تیپ خوبی نداره و قدرت بیان و اعتماد به نفسش پایینه وقتی یکی رو میبینه که خوش تیپه و بیان و اعتماد به نفسش خوبه اونو تیپ جلف و سبک خطاب میکنه.
    10.همانند سازی:وقتی که هنوز به سن تکلیف نرسیده بودم و بچه بودم همش برای بیرون رفتن مثله مامانم روسری و شال میپوشیدم و کیف دست میگرفتم و مثله اون رفتار میکردم.
    11.تصعید:داداشم رشته ژنتیک یه شهره دور قبول شد اما پدرم بهش گفت نرو و رفت رشته کامپیوتر شهر خودمون و حالا تو رشته خودش بهترین شده و دست به اختراع زده.
    12.واکنش وارونه:یکی از اشناهامون که خیلی خسیسه همیشه توی مسافرت ها و مهمونی ها سعی میکنه خودشو یه ادم دست و دلباز نشون بده و بگه پول براش مهم نیست‌.
    13.فلسفه بافی:همسایمون پول میخواست و با این که داشتیم بهش ندادیم و گفتیم باید رو پای خودش بایسته و کار کنه.
    انگیزش ها به دو دسته درونی و بیرونی تقسیم میشه:
    انگیزش درونی که سرچشمه آن عقاید و تمایلات درونی شخص است مانند تمایل به قبولی در یک رشته خاص
    انگیزش بیرونی که منشا آن محیط فرد است مانند یک وعده ی خوب

    شماره دانشجویی:9618104663
     
  12. 9618104635

    9618104635 New Member

    سرکوبی:با وجود کش آمدن رباط پای راستم همیشه از آن پا برای فوتبال بازی کردن استفاده می کنم.
    بازگشت:برای جلب توجه کودکان مجبور به استفاده از حرکات بچگانه شدم.
    جابجایی:هنگام مطالعه برای کنکور در برخی درس ها ضعف داشتم و این درس ها باعث مشغول شدن ذهن من می شد اما در این مواقع ذهن خودم را به سمت افکار بهتر جهت می دهم.
    فرافکنی:فردی خونسرد و بدون دغدغه ای هستم. و در برخورد با اکثر افراد فکر می کنم. که آن ها نیز مانند خودم خونسرد هستند و رفتار هایم با آنها را بر این اساس تنظیم می کنم.
    دلیل تراشی:برای موفقیت هایی که بدست میارم دلیل خود ساخته ای می آورم تا مغرور نشوم.
    خیالبافی:بدلیل بازی کردن زیاد با کامپیوتر بعضی اوقات در تصوراتم فکر می کنم یک شخصیت کامپیوتری هستم.
    خواب و رویا:تا چند شب بعد از کنکور خواب کنکور و تست ها را می دیدم و تنم می لرزید.
    جبران:برای کنکور دیر شروع به خواندن کردم. اما با افزایش ساعت مطالعه موفق شدم
    تحقیر دیگران:چون اجازه استفاده از موتور سیکلت را ندارم به موتور سوار ها کله شق می گویم.
    همانندسازی:می خواستم از یکی از افراد فامیل که درنزاع میانجی گری می کرد تقلید کنم. اما بدلیل کم بودن سنم این امکان برایم نبود
    تصعید:می خواستم یک ورزشکار خوب شوم اما وقتی دیدم نمی توانم سعی کردم این نقص را با پیشرفت در هنر پوشش دهم.
    واکنش وارونه:در برابر کسی که از او خوشم نمی آمد لبخند رضایت و عشق می زدم.
    فلسفه بافی:می توانستم در بازی بدمینتون به کسی کمک کنم. اما به او گفتم که اگر خودت بازی را یاد بگیری بهتر موفق خواهی شد. و روی پای خودت بایست
    بیرونی:تحت تاثیر عوامل بیرونی و محیط
    درونی: تحت تاثیر اعتقادات وعقاید فرد.
     
  13. 9618104628

    9618104628 New Member

    سرکوبی:خودرابیخیال نشان دادن.زمانی که مدرک لیسانس خودرامیگرفتم از نبودکار و آینده شغلی آگاه شدم ولی آن راانکارمیکردم.
    بازگشت:پس رفت یا عقب رفتن:برای بازدید از مهدکودک خواهرم به آنجا رفته بودم وبرای سرگرم کردن بچه ها مجبود به ادا بازی و درآوردن شکلک برای آنها شدم.
    حابجایی:معلم مدرسمون از دست مسائل خانه ناراحت بود تومدرسه از مادانش آموزان یه امتحان بسیار سخت گرفت.
    فرافکنی:یه ویژگی که تو اکثرخانم ها دیدم حسادت ولی میبینم که گاهی این نسبت رو به بقیه میدن درحالی که همون لحظه در حال حسادت هستن.
    دلیل تراشی:یک شب رفته بودیم با دوستان بیرون بدون خبر دادن به خانواده و موبایل هم نبرده بودم وقتی رسیدم خونه مجبورشدم برای رد کردن دعوا دلیل تراشی کنم و تصادف ماشین رو بهانه کنم.
    خیالبافی:عشق زیادی به ماشین دارم و شب ها موقع خواب کلی تو رویا ماشین های مختلف رومیخرم و میفروشم و سوار میشم.
    خواب یا رویا:یک شب خواب دیدم که شب عروسی من هست و یهو با ترس عجیبی از خواب پریدم و تا صبح خوابم نبرد.
    جبران:برای شناخته شدن تو مدرسه خیلی ورزشکارنبودم و نمیتونستم ورزشی باشم رفتم قرآن حفظ کردم و زیاد تلاش کردم که شناخته بشم.
    تحقیر دیگران:وقتی دیگران زیاد درس میخوندن و من نمیخوندم به خاطر موجه جلوه دادن خودم میگفتم اونا نمیتونن کار دیگه ای بکنن و تک بعدی هستن.یا تو درس ترمودینامیک افتادم تو دانشکاه قبلی وقتی بقیه میپرسیدن چرا؟مینداختم گردن استاد و میگفتم استادم حالیش نیست در صورتی ک خودم درس نخونده بودم.
    همانندسازی:توگروه تئاتر عضو هستم ونقش جانی رو همانند سازی میکنم.
    تصعید:تو دانشگاه قبلی فکرمیکردم فقط باید تودرس موفق بشم ولی رفتم تو امورفرهنگی و مشغول شدم و بسیار بسیار شناخته شدم و تودانشگاه زیادآشنا پیدا کردم.
    واکنش وارونه:خنده تلخ من از گریه غم انگیزتر است.با اینک مشکلات زیادی رو تجربه کردم ولی معمولا خنده رو هستم.
    فلسفه بافی:سر یک امتحان دوستم خیلی ازم خواست که بهش تقلب برسونم ولی گفتم باید خودش درس میخوند و بهش نگفتم و پاس نکرد.

    تقسیم بندی انگیزه:
    1-درونی :منبع این نوع انگیزه ازدرون انسان است.
    2-بیرونی:که از عوامل بیرونی نشئت میگیره.
    3-اولیه و ثانویه
     
  14. amirbaseri

    amirbaseri New Member

    مکانیسم های دفاعی
    • سرکوبی یا واپس زنی: در طول سال نخستین تجربه کنکور، وجود آن را به طور کلی انکار می کردم؛ شاید به دلیل فشار روحی ناشی از آن.
    • بازگشت: در شرایط استرسزای کنکور، گویی که فیل من هوای هندوستان کرده بود! تمامی تکنیک ها و روش های حل سؤالات ریاضی را کنار گذاشتم و مثل اولین روزهای مطالعه این درس با سوالات برخورد می کردم.
    • جابجایی: پس از اعلام نتایج کنکور و عدم کسب نتیجه مطلوب، از شدت خشم، کتاب هایم را تماماً نیست و نابود کردم و سال بعد دوباره مجبور به تهیه آن ها شدم.
    • فرافکنی: در ابتدا باعث و بانی عدم موفقیتم را مشاور دبیرستان می‌دانستم؛ گرچه علت واقعی آن کاهلی و ولنگاری خودم بود.
    • دلیل تراشی: من هیچ‌گاه حوصله مطالعه زیست شناسی را نداشتم و به جای آن ریاضی می خواندم. این کارم را این گونه توجیه می کردم که ریاضی مؤثرتر است؛ گرچه با این کار تنها خودم را فریب می دادم.
    • خیال‌بافی: من همیشه هنگام سیر در خیالاتم، خودم را مرفهی بی درد در آن سوی مرز ها تصور می کنم.
    • رؤیا: من به ندرت خواب می بینم یا خواب هایم را به یاد می آورم اما تا چند روز بعد از کنکور خواب جلسهٔ کنکور را می دیدم.
    • جبران: در دومین کنکور تسلط بسيار زياد در درس ریاضی به من کمک کرد تا ضعفم را در زیست شناسی تا حدودی جبران کنم.
    • تحقیر دیگران: خیلی ها را دیده ام که خود درس نمی خوانند و افراد تلاشگر را تحقیر می کنند.
    • همانندسازی: چند سال قبل آثار هدایت را مطالعه می کردم و متأثر از شخصیت او، بسیار درون گرا شده بودم.
    • تصعید: من گرچه به ریاضیات علاقه مند بودم، اما رشته‌ی پزشکی را انتخاب کردم و هم اکنون سعی دارم بعضی از مفاهیم بیوشیمیایی را به زبان ریاضی فرمول بندی کنم.
    • واکنش وارونه: من همیشه فکر می کنم که خیلی زیاد نسبت به دیگران با لطف و محبت رفتار می کنم و از همین رو گاهی اوقات به شدت تندخو می شوم.
    • فلسفه بافی: من بسیار کم درس می خوانم و فلسفه ام هم‌ این است که درس نخواندن در دانشگاه بسیار عادی و طبیعی است.
    • باطل سازی: هرگاه در آزمون های آزمایشی نتيجه‌ی ضعیفی کسب می کردم، اتاقم را نظافت می کردم تا از حال و هوای بد پس از آن رهایی پیدا کنم.
    انگیزش ها
    انگيزه ها را به دو گروه عمده تقسيم می کنند: فيزيولوژيك يا اوليه، اجتماعي يا ثانويه.
    • انگيزه های فيزيولوژيك يا سايقهای فيزيولوژيك انهایی هستند كه نيازهای زيستی موجود زنده را برطرف مي كنند و هدف آن ها اين است كه موجوديت ارگانیسم به خطر نيفتد. مهمترين اين انگيزش ها عبارتند از گرسنگي، تشنگي، جنسي، مادري، درد، خواب و اكتشاف. انگيزه های گرسنگي، تشنگي، درد و خواب موجوديت خود ارگانيسم را تضمين مي كنند، انگيزه ی جنسي تداوم نوع آن را تأمين مي كند، امّا به درستی نمی دانيم كه انگيزه ی اكتشاف نيز موجوديت ارگانیسم را تضمين مي كند يا نه، اما چون در همه وجود دارد و موجب رفتار مي شود جزو انگيزه ها به حساب مي آيد.
    • انگيزه‌های اجتماعی ظاهرا با فيزيولوژی بدن رابطه ندارند بلكه به مرور آموخته می شوند. مهم‌ترین اين انگيزه ها عبارتند از پيشرفت، پذيرش و تعلق، تسلط يابي،كسب مال و... .
    امیر باصری
    شماره‌ی دانشجویی: 9618104606
     
    آخرین ویرایش: ‏11 نوامبر 2017
  15. 9318222412

    9318222412 New Member

    1. خیال بافی : سال دوم دبیرستان تو مسابقات رزمی قبل از ورود به رینگ مسابقه خودم رو برنده فرض کرده بودم و بعد از این که مسابقه دادم هم برنده شدم .
    2. سرکوبی: وقتی متوجه شدم ّدرم سکته کرده باورم نشد تا زمانی که رفتم خونه و با چشم خودم دیدم.
    3. بازگشت: یه بار بچگیام خیلی زیاد پسر همسایمون رو زدم و وقتی رفت بزرگترش رو اورد خودم رو طوری جلوه دادم که مثلا ترسیدم تا کاری بهم نداشته باشه.
    4. جبران : بنده در کار های فنی همیشه ضعف داشتم و بخاطر همین با بهره بردن از مهارت های هنری تونستم این خلا رو پر کنم
    5. رویا: با توجه به زیاد بودن علاقم به هنر گاهی وقتا تصور میکنم در حال کشیدن مونالیزا هستم
    6. تحقیر: گاهی به خاطر نداشتن توانایی مالی نسبت به یکی از اشناهام اون رو بخاطر قبول نشدنش توی مقطع دکترا تحقیر میکنم
    7. دلیل تراشی: گاهی برای رفتار ناشایستم با طرف مقابلم دلایلی غیر حقیقی میارم مثلا میگم اون لحن صحبتش بد بود
    8. تصعید: همیشه دوست داشتم یه خلبان موفق بشم اما شرایط زندگیم بهم اجازه نداد و در نهایت به شغل دیگه ای رفتم.
    9.همانندسازی: گاهی وقتا دوس دارم مثل مادر ترزا کارای بزرگ در جعت کمک به بقیه انجام بدم
    10.فرافکنی: اطلاعات سیاسی و ضعیفی دارم و موقع بحث های سیاسی مخاطبم رو بی سواد خطاب میکنم و میگم ابتدا دانش سیاسیت رو ببر بالا و بعد بیا صحبت کنیم .
    11. واکنش وارونه: بعضی وقتا که وسیله ای رو هنگام تعمیر خراب میکنم طوری رفتار میکنم انگار کاملا تعمیرش کردم و اتفاقی نیفتاده
    12. فلسفه بافی: وقتی خودم نتونستم جواب یه سوال منطقی رو بدم گفتم که نخواستم توی جمع اون فرد رو ضایع کنم
    13.جابجایی: وقتی از همسرم ناراحت بودم کمی با پدرم صحبت میکردم تا اروم بشم .
    انواع انگیزش:
    الف: اولیه : این نوع از خود فرد منشا گرفته
    ب: ثانویه: جامعه و محیط بیرونی ما را به آن سمت کشانده است. مثل انگیزه شهرت
     
  16. nima660

    nima660 New Member

  17. 9618104646

    9618104646 New Member

    ۱.سرکوب و واپس زنی-(Repression): همیشه افکار منفی را سرکوب میکنم مثل یک نتیجه بد در امتحان
    ۲. واپس روی یا بازگشت -(Regression): احساس ضعف در مبحثی از یک درس را با توانمندی در مباحث قبلی توجیح میکنم
    ۳. جا به جایی -(Displacement): احساس خشمم را از دیگران به خودم منتقل میکنم و خودم را به خاطر اعتماد به آنها سرزنش میکنم
    ۴. فرافکنی - (projection): استراحت و خواب کم را در طول روز و خستگی ناشی از آن را با فرافکنی و اینکه همه اینجوری هستن توجیح میکنم
    ۵.دلیل تراشی (rationalization): به جای تلاش بیشتر به خودم گفتم مگه این هایی که فارق التصحیل شدن به کجا رسیدن
    ۶.خیال بافی - (Fantasy): برای کاهش استرس هنگام مطالعه برای امتحان، موفقیت در آن را خیال میکنم
    ۷.والایش -(Sublimation): تمایل به ایجاد سر و صدا را با ساز زدن تصعید دادم
    ۸.جبران-(compensation): خواندن دروس اختصاصی برای جبرات دروس عمومی
    ۹.واکنش وارونه -(Reaction Formation): بی احترامی به دوستانی گه با آن ها صمیمی تر هستم
    ۱۰.طنز -(Humor): در شرایط استرس زا و دشوار گاهی با خنده خودم را آرام میکنم
    ۱۱.جسمانی سازی-(Somatization): احساس سر درد به هنگام اضطراب
    ۱۲.همانند سازی-(identification): سعی میکنم رفتار ها و عادت های خوب دوستانم را تقلید کنم

    ۱.درونی
    انواع انگیزش ها:

    ۲.بیرونی
    ۱. انگیزش درونی، گرایش فطری پرداختن به تمایلات و به کار بردن توانایی ها و در انجام این کار، جستجو کردن چالش های بهینه و تسلط یافتن بر آنهاست. انگیزش درونی به طور خود انگیخته از نیازهای روان شناختی، کنجکاوی، و تلاشهای فطری برای رشد، حاصل می شود. وقتی افراد به صورت درونی با انگیزه می شوند، بخاطر علاقه، احساس چالشی که فعالیت خاصی ایجاد می کند، و به خاطر لذتی که از آن می برند، رفتار می کنند. این رفتار به صورت خود انگیخته، نه به دلیل وسیله ای بیرونی، روی می دهد. افراد به این علت انگیزش درونی را تجربه می کنند که درون خودشان نیازهای روان شناختی دارند.

    ۲. انگیزش بیرونی از مشوق ها و پیامدهای محیطی مانند غذا یا پول، ناشی می شود. انگیزش بیرونی به جای پرداختن به فعالیتی، برای تجربه کردن خشنودی فطری در آن، از پیامدی ناشی می شود که از خود آن فعالیت جداست.

     
  18. leilimosalanejad

    leilimosalanejad دکتر مصلی نژاد عضو کادر مدیریت

    ضمن تشکر از دانشجویان شرکت کننده در تالار گفتگو .
    مثالهای زیبایی از تجربه میکانیسم های دفاعی بیان شده است . میکانیسم دفاعی فلسفه بافی را برخی دوستان با دلیل تراشی اشتباه گرفته و مثالهای مشابهی را ذکر کرده اند.اما مثاله حاکی از فهم خوب مطلب در این زمینه دارد . به افراد شرکت کننده که حداقل 6 مورد میکانیسم های دفاعی را صحیح ذکر کرده باشند ، 2 نمره تعلق خواهد گرفت
     
  19. 9618104655

    9618104655 New Member

    واپس زنی: با توجه به اینکه کنکور موفقی نداشتم و اینکه دوران کنکور سخت ترین خاطرات زندگی ام بود بعد از کنکور برای فرار و رهایی از این ناکامی و ناسازگاری سعی میکردم از اتاقی که در زمان کنکور در آن بودم و حتی آهنگ هایی که در آن زمان گوش میکردم دوری کنم
    سرکوب:در زمان کنکور همگامی که قلم چی خراب میکردم سعی میکردم اصلا خاطرات آنرا به یاد نیاورم و یا اصلا در مورد آن صحبت نکنم تا ذهنم به آرامش برسد
    بازگشت : در دوران سخت دانشجویی هنگام صحبت با خانواده به شدت به یک ناسازگاری میرسم و آن دوری از خانواده است که در این هنگام جهت آرامش سعی میکنم به گریه توسل پیدا کنم
    جابجایی: همه ی افراد از جمله خودم هنگامی که کودک بودیم به علت گرسنگی در بعضی مواقع بجای شیر به ما پستانک میدادند
    فرافکنی یا نسبت دادن : با وجود اینکه خودم خیلی درس میخوانم افراد دیگر را متهم به درس خواندن بیش از حد میکنم
    دلیل تراشی : هنگامی که دوستانم از من میپرسند چرا هیچگونه تفریحی نداری و همش درس میخوانی به آنها میگویم به مطالعه اعتیاد دارم
    خیال بافی :هنگامی که همه ی وقتم درگیر درس است و نه خواب راحتی دارم و نه آغوش گرم خانواده را خیال تابستانی با خواب راحت و در آغوش خانواده را دارم
    خواب یا رویا:زمانی در دوران کنکور که زیاد درس میخواندم نوشته ها بصورت یک انسان درمی آمدند و در خواب مرا اذیت میکردند مثل اینکه آرزو ی من این بود که از این همه حجم درس رها شوم
    جبران:با توجه به اینکه خیلی باهوش نیستم سعی میکنم با پشتکار خارق العاده ام این کمبود را جبران کنم
    تحقیر دیگران:علت ناکامی خود در کنکور را صدای ابزار آلات بنایی همسایه ی مجاور میدانستم
    همانند سازی : هنگامی که آهنگ cant feel my self ازweekend را گوش میدهم سعی میکنم رقص های او را عینا تقلید کنم
    تصعید:هنگامی که دیدم هیچ کدام از توانایی های من در نظر گرفته نمیشود از جمله خطاطی خوانندگی مدل بودن در نتیجه مسیرم را به سمت درس سوق دادم در نتیجه توانستم تا حدی جواب بگیرم
    واکنش وارونه: این حرکت به نظرمن معمولا در آقایان وجود ندارد ولی از رفتار خانم ها که یکدیگر را در حضور عزیزم گلم و...... صدا میکنند و هنگامی که حالت حضور به غیبت تبدیل میشود به یکدیگر بد و بیراه میگویند کاملا مشخص است
    فلسفه بافی: زمانی در دوران راهنمایی به دوستانم تقلب میرساندم و زمانی که مدیر فهمید و دلیل را از من پرسید به او گفتم که این کار جهت حفظ اتحاد بود

    انگیزش دو قسم دارد که اگر بر اساس آنچه در درونمان میگذرد و حسی که در درونمان داریم باشد انگیزه درونی است اما اگر به محیطمان یعنی آنچه که بیرون ماست نه درون ما مربوط باشد این انگیزش بیرونی میباشد
     

به اشتراک بگذارید